تبليغاتX
شهر من لاهیجان این که درد و دل احتیاج ندارد     درد و دل هایتان علاج ندارد    نه شما هر پرستویی که می آید     غیر چشمان هاج و واج ندارد    مدتی است که شهر عوض شده       و دگر مرد احتیاج ندارد    مثل اصحاب کهف آمده اید و    سکه هایتان دگر رواج ندارد

5-  تکرار و تعقیب (پیگیری)


همچنانکه از نام تکرار بر می آید، برای زنده نگه داشتن موضوع با تکرار زمان بندی شده، سعی می کنند این موضوع تا زمانی که نیازهست، زنده بماند. در این روش، با تکرار پیام، سعی در القای مقصودی معین و جا انداختن پیامی در ذهن مخاطب دارند. (سلطانی فر، محمد و شهناز هاشمی، پوشش خبری، انتشارات سیمای شرق، تهران: 2831)


تکرار از لحاظ روان شناسی در تشکیل عادت بسیار مفید است؛ به ویژه اگر با دقت توام باشد. بدون تکرار، تثبیت و تقویت دقیق تر عادت میسر نخواهد شد. روش تکرار، از قواعد خاصی پیروی می کند زیرا فاصله های تکرار فعل نباید چندان دراز باشد که سبب محو شدن آثار قبلی شود و نه چندان کوتاه باشد که ملال انگیز و خسته کننده شود» (دادگران، 2831، ص 812)


به عبارت دیگر، تکرار مثل ضربه های پیاپی چکش است که سرانجام میخ را به داخل می راند. بنابراین فرستنده پیام امیدوار است که این شکل از ضربه زدن مداوم، باعث دریافت نکات پیام شود. «لئونارد دوب»
«بسیاری از مردم درباره تبلیغ می اندیشند، و یا در محراب، عبادت را تکرار می کنند. آنها مشاهده کرده اند که ظاهرا تکرار می تواند معجزه های روانشناسانه ای انجام دهد. البته تکرار در حقیقت مهم است، اما نباید در این اهمیت مبالغه کرد و یا درباره آن به خطا رفت.» (لربینگر، 6731، ص59)


با توجه به توضیح و مطالب پیش گفته می توان نتیجه گرفت که برخی از کاندیداها یا مشاوران و متولیان امر تبلیغات آنان با آگاه بودن از این تاکتیک مبادرت به بهره گیری از این تاکتیک کردند.
معروف است که یکی از تئوریسین های اصلاحات به موسوی سفارش کرده بود در رابطه با آقای احمدی نژاد آن قدر کلمه دروغگو را به کار ببر؛ که وقتی احمدی نژاد؛ به مردم گفت ماست سفید است، باور نکنند. براساس این راهبرد همه مرتبطین، مبلغین و هواداران این کاندیدا با پیروی از این تاکتیک یکی از اقدامات موثر و مداوم خود را به موضوع دروغگو بودن احمدی نژاد و دروغ بودن برنامه ها و اقداماتش معطوف می کنند. بر این منوال بود که وقتی در تجمعات تبلیغاتی طرفداران این کاندید حضور می یافتی و یا آنان با طرفداران احمدی نژاد مواجه می شدند. بر زبانشان فقط یک عبارت به صورت پی درپی جاری بود: دروغگو، دروغگو، دروغگو...

حال خارج از فضای تبلیغات میدانی و خیابانی، اظهارنظرها، مصاحبه ها، مقالات و گفته های شخصیت ها، نخبگان، و خود کاندیداها خواندنی است! البته آنچه در این مکتوب نقل قول شده فقط شمه ای ناچیز از هزاران مطلب نوشته شده، گفته شده و نشر و پخش شده در رسانه های مکتوب، دیداری، شنیداری، اینترنتی داخلی و خارجی می باشد.


«ایرانی دور از دروغ و تحجر می خواهیم.» (موسوی، مردم سالاری، ش 7802، 21/3/88، ص 3(

«من تمام وقتم را می دهم تا ایشان سه برابر من اینجا صحبت کنند و هر دروغی که می خواهند بگوید. وقتی ایشان اینجا دروغ می گوید هیچکس یقه اش را نمی گیرد. اسم کسی را نبردم... ایشان مملکت را به جایی کشانده است که پر از دروغ و نفاق است.» (جلسه مناظره موسوی و کروبی، 81/3/88، شبکه 3(

مردم با پدیده شگفت آور دروغ روبه رو هستند. (موسوی، کلمه سبز، ش 81، ص11(

«خداوند به مهندس موسوی کمک کرد که آمارهای دروغ احمدی نژاد را در کمتر از 10 دقیقه برملا کند.» (حمیدرضا جلایی پور، کلمه سبز، ش 81، ص2)

«این احساس به وجود آمده که آقای موسوی به این نتیجه رسیده بود که اگر واقعیت ها را منعکس نکند حمل بر ضعف نفس می شود. بنابراین باید آمارهایی که رئیس جمهور به دروغ به خورد مردم داده بود را ملموس و حتی به زبان عامیانه برای مردم می گفت حتی به نظر من ایشان باید به رئیس جمهور که می گوید همه قیمت ها وتورم پائین آمده است می گفت که در دولت شما غیر از آبروی نظام و کرامت انسانی چه چیزی ارزان شده است.» (کیان ارثی، کلمه سبز، ش 81، ص 2(

«موسوی همچنین در سخنان خود حقیقت تلخ و تأسف آوری را برای ایرانیان عیان ساخت و آن تمسک دولتمردان نهم به دروغ و بی اخلاقی برای حفظ قدرت و موقعیت خود بود.» (محسن آرمین، کلمه سبز، ش 81، ص 3(

«ده ها میلیون نفر در داخل و خارج ناظر دروغ پردازی ها و خلافگویی هایی بودندکه برخلاف شرع و قانون و اخلاق و انصاف، افتخارات نظام اسلامی مان را نشانه گرفته بود.» (نامه سرگشاده آیت الله هاشمی به رهبری)

«اگر نظام نخواهد یا نتواند با پدیده های زشت و گناه آلودی مثل تهمت ها، دروغ ها و خلاف گویی های مطرح شده در آن مناظره برخورد کند...» (نامه سرگشاده آیت الله هاشمی به رهبری)

«من زمانی که این دروغ ها و بی نزاکتی ها را از آقای احمدی نژاد دیدم، حرف خود را پس گرفتم و هیچ جایگاهی برای او در دولتم قایل نیستم.» (محسن رضایی، اندیشه نو، ش 219، ص2)

سه دروغ دیگر احمدی نژاد تکذیب شد. (تیتر روزنامه کلمه سبز، ش71، 81/3/88(

«هنرمند ضد دروغ است.» در نمایشگاه رنگ هایی برای سبز. شعار حاضرین بعد از صحبت خاتمی- ما «دولت دروغ نمی خواهیم.» (خاتمی، کلمه سبز، ش71، 81/3/88، ص8(


«مثل نقل و نبات دروغ می گویند تا قوه مجریه را در اختیار گیرند. دروغ گوها شاید چند صباحی صاحب قدرت شوند، اما به بهشت نمی روند. می توان روبه روی ملت ایران نشست و بی وقفه و مکث، و در نهایت اعتماد به نفس، دروغ ها را ردیف کرد و رای ملت ایران را با نیرنگ و فریب از آن خویش نمود اما این ره که می روی به هیچستان است و می توان چشم در چشم ملت ایران دوخت و بی هیچ شرم و حیا دروغ ردیف کرد و قافیه ها را از سخنان کذب آکند.» (مرتضی کاظمیان، کلمه سبز، ش71، 81/3/88، ص13(


«تخلفاتی که در دهمین انتخابات ریاست جمهوری صورت گرفته است بسیار جدی است و رنجش عمیق شما کاملا به حق است.» (موسوی، 24 خرداد 1388)


مجمع روحانیون مبارز در جلسه ای فوق العاده به این نتیجه رسید که برای دفاع از جمهوریت نظام و بازگرداندن اعتماد عمومی و نگاهبانی از موج آشتی ملی با صندوق های رأی، ابطال این انتخابات و تجدید آن در فضایی عادلانه تر و منطقی تر راهکار مناسب است یا دست کم تعیین هیئت بی طرف و کاردان و شجاع برای حقیقت یابی و اعلام نظر نهایی به ملت و رهبری تصمیمی درست در جهت آرمان های والای انقلاب و اندیشه های حضرت امام و تقویت اعتماد ملی است.88/03/24) سایت کلمه)


...
تجمع عظیم و بی سابقه شما در روز 25 خرداد که در دفاع از حق صیانت از رأیتان و دفاع از جمهوریت و اسلامیت نظام انجام گرفت اصحاب دروغ را آنچنان به خشم آورد که تحمل نیاوردند و کوشیدند شیرینی این همایش پرشکوه را با برخوردهای سبعانه به کام دوستداران ایران عزیز تلخ کنند...(موسوی/27/03/88(


«هرچند نتیجه آن را طوری دیگر جلوه دادند و با وارونه نشان دادن نتیجه آن خود را بناحق و همانند سایر موارد فاتح این عرصه هم معرفی کردند؛ ولی شور و شعور اجتماعی ملت ایران در حافظه تاریخ خود این بی عدالتی و قانون شکنی را باور نخواهد کرد.»(نامه موسوی به شورای نگهبان 30خرداد 1388، سایت قلم(


«اما آن چنان که می دانید همگی ما در راه این تجدید حیات ملی و تحقق آرمان هایی که در دل و جان پیر و جوان ما ریشه دارند با دروغ و تقلب روبرو شدیم و آن چیزی که از عواقب قانون گریزی پیش بینی کرده بودیم به صریح ترین شکل ممکن و در نزدیک ترین زمان تحقق یافت... اگر حجم عظیم تقلب و جابه جایی آرا، که آتش به خرمن اعتماد مردم زده است، خود دلیل و شاهد فقدان تقلب معرفی شود، جمهوریت نظام به مسلخ کشیده خواهدشد...» (موسوی، 30خرداد 8138، سایت کلمه) «ما با کجروی ها و دروغ گویی ها روبرو هستیم و درپی اصلاح آنیم؛ اصلاحی با برگشت به اصول ناب انقلاب اسلامی.» (موسوی، سایت کلمه30 خرداد 1388(


بیانیه شماره5 میرحسین موسوی خطاب به مردم ایران: نگذارید دروغگویان و متقلبان پرچم دفاع از نظام اسلامی را از شما بربایند. (موسوی، 03خرداد 8138، سایت کلمه)


«در ایران انتخاباتی برگزار شده است و انبوهی از مردم بزرگوار که آن حماسه حضور را آفریدند نتیجه اعلام شده را باور ندارند و به آن معترض اند. تمام ظرفیت علیه اعتراضات مشروع و قانونی شما علیه تخلفات و تقلبات گسترده در جریان انتخابات ریاست جمهوری دهم بسیج شده اند. اقتدارگرایان می کوشند ضمن وارونه نمایی حقایق و تحریف واقعیات ضمن وجاهت و مشروعیت بخشیدن به انتخاباتی که به عنوان تجسم کامل قانون شکنی و بدعهدی و بی رسمی در تاریخ این کشور ثبت خواهد شد.» (بیانیه سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، 13خرداد 8138 سایت کلمه(


«همان ها هستند که هنوز با اتکاء به امکاناتی که متعلق به عموم مردم است در راستای منافع گروهی خود بی پروا به دروغ گویی و پرونده سازی برای دیگران ادامه می دهند.» (بیانیه شماره8 موسوی)

دومین محور انتخابی تیم عملیات روانی این کاندیدا، برای بهره گیری از تاکتیک تکرار و پیگیری مسئله تقلب در انتخابات بود که به کرات توسط رسانه های خارجی و شبکه های ماهواره ای و اینترنتی از قول افراد وابسته به این جریان فکری و عوامل تبلیغی آنان و برخی از کاندیداها به فراوانی مطرح شد. برخی نقل و قولها از این جنس اند.

«لیندسی گراهام» سناتور جمهوری خواه ادعا کرد: حقیقت این است که این انتخابات تقلبی بوده است و مردم در ایران در تلاش هستند تا بی پرده سخن بگویند و ما نیاز داریم تا به آنها کمک کنیم
گزارش تکمیل شده تخلفات و تقلبات انتخابات که توسط کمیته صیانت از آرا ستاد انتخاباتی مهندس موسوی تدوین شده است به زودی به اطلاع مردم شریف ایران می رسد. (2تیر، سایت کلمه)
«
معترضان به تقلب وسیع صورت گرفته در انتخابات به قانون شکنی متهم می شوند.» (بیانیه شماره7 موسوی(

«واقعیتی که آنان بیهوده تلاش می کنند نادیده انگارند آن است که در این انتخابات تقلبی بزرگ اتفاق افتاده و پس از آن، معترضان به این وضعیت به گونه ای غیرانسانی مورد هجوم قرار گرفته و کشته، زخمی و یا بازداشت شده اند... از مجموع آرای ریخته شده در صندوقها تنها یک رأی متعلق به من است و شما به خوبی می دانید که مشکل آنها با میلیونها رأیی است که جوابی برای سرنوشت آنها ندارند.» (بیانیه شماره8 موسوی)

زهرا رهنورد در گفت وگویی با شبکه ماهواره ای دولت انگلیس

مهم ترین دلایل تقلب در انتخابات دهم ریاست جمهوری را تشریح کرد.

در تشریح بداهت پیروزی موسوی و وضوح تقلب در انتخابات گفت: «یک سری نقاطی هستند که اصلا مشخص است که خودش ملاک تشخیص نادرست بودن نتایجی است که وزارت کشور اعلام کرده است. مثلا آذربایجان و ترک زبان ها هیچ وقت فرزند خودشان را نمی گذارند که به کس دیگری رأی بدهند»


«مگر اینها 75 میلیون تعرفه چاپ نکردند یعنی 17میلیون بیش از رأی دهنده ها؛ پس این 17میلیون کجا رفت؟ اینها را پر کردند و ریختند داخل صندوق ها، صندوق ها را کامل کردند.» (فائزه هاشمی در سخنرانی خیابانی)

«این کاندیدا به سبب شکست خود در انتخابات رکن «جمهوریت» نظام را به چالش می کشد و حاکمان را متهم به «تقلب» و «خیانت» می کند. چالش جمهوریت نیز برای اذهان عمومی باید به «بحران مشروعیت» رژیم تعبیر و تفسیر شود تا در ذهن مردم، مقدمات روانی «مبارزات مدنی» شکل گیرد. پیدایش این زمینه، مستلزم پشتیبانی یک کمپ رسانه ای قدرتمند است تا در جنگی تبلیغاتی، هیجان های کاذب اجتماعی را به اوج برساند. جنگ روانی، باید به «کودتای روانی» علیه عقلانیت سیاسی مردم بیانجامد.» (پیام فضلی نژاد ، کیهان(


6-دروغ


تاکتیک قدیمی دروغ که هنوز هم رسانه ها به طور فراوان استفاده می کنند، عمدتاً برای مرعوب کردن حریف و یا حتی برای مرعوب کردن افکار عمومی مورد استفاده قرار می گیرد. بدین معنی که پیامی را که به هیچ وجه واقعیت ندارد، بیان می کنند. «گوبلز (وزیر تبلیغات هیتلر) می گوید: دروغ هرچه بزرگتر باشد، باور آن برای مردم راحت تر است». (سلطانی فر، محمد و شهناز هاشمی، پوشش خبری، انتشارات سیمای شرق، تهران: 2831)


از جمله دروغ های بزرگ در انتخابات 22خرداد 88 اعلام اینکه فلان کاندید 03 میلیون رأی داشته یا 91 میلیون رأی فلان کاندیدا گم شده یا اینکه احمدی نژاد 5/42 رأی نداشته است. البته دروغ های دیگری نیز در قالب نظرسنجی، گراف، نمودار، عکس و فیلم و سی دی ارایه نمودند. از جمله حذف برخی کلمات از سخنان دکتر محمود احمدی نژاد در میدان ولی عصر(عج) دروغ بزرگی را مبنی بر توهین ایشان به مردم ساخته و منتشر نمودند. مطلب زیر از آن جمله است.
«
در این جشن غیرقانونی مردم شریفی را که انتقاداتی نسبت به عملکرد وی و دولتشان دارند را به خار و خاشاک تشبیه کرده اند که علاوه بر این حاضران را نیز به سرکوب آنها تحریک می کند.» (محتشمی پور)

داغ کن - کلوب دات کام + نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم آذر 1388ساعت 0:9 توسط حامد |

فصل دوم: دروغ هرچه بزرگ تر باشد باورپذيرتر

 

دربخش اول این مقاله به کارآمدی عملیات روانی بهره گیری افراد و جریانات، به ویژه نظام سلطه از این حربه برای رسیدن به منافع خود، و همچنین به کم هزینه بودن عملیات روانی در مقابل جنگ نظامی اشاره شد. در بخشی پروژه دلتا، با رویکرد نظام سلطه برای برگذاری از جنگ سخت به جنگ نرم مورد بررسی قرارگرفت. در ادامه به یکی از ابعاد عملیات روانی و برخی از تاکتیک های آن - برچسب زدن - پرداخته شد. دراین بخش به تعدادی دیگر از تاکتیک های عملیات روانی پرداخته می شود.

2-توسل به ترس

دراین تکنیک، از حربه تهدید و ایجاد رعب و وحشت میان نیروهای دشمن) مخاطبین)، به منظور تضعیف روحیه و سست کردن اراده آنها استفاده می شود. متخصصان جنگ روانی ضمن تهدید و ترساندن مخاطبان به طرق مختلف، به آنان چنین القا می کنند که خطرها و صدمه های احتمالی وحتی فراوانی بر سر راه آنان کمین کرده است و از این طریق، آینده ای ای مبهم و توام با سختی ها و مشکلات را برای افراد... ترسیم می کنند (شیرازی، محمد، جنگ روانی وتبلیغات مفاهیم و کارکردها، انتشارات نمایندگی ولی فقیه درسپاه، تهران:1370)

دراین خصوص به نمونه های زیر توجه کنید:

«الان نه معلم، نه کارگر، نه دانشجو و نه استاد امنیت ندارند.» (کروبی، اعتماد ملی، ش 929، 5/3/88، ص 24(


«اگر احمدی نژادی رأی بیاورد باید چادر به سر از کشور فرار کنیم. »(وزیر سابق کشاورزی، اعتماد ملی، ش 292، 5/3/88، ص 24)

 فضاسازی خطرناک از وضعیت و موقعیت کشور با تیترهای ویژه (هشدارمیرحسین) البته کلمه هشدار «به رنگ قرمز» و سوتیتر ذیل این تیتر «نامه میرحسین موسوی خطاب به رهبر انقلاب» توسط روزنامه اندیشه نو ( ش 912، 23/3/88، چاپ دوم) بازتاب ویژه داده شد.

ما برای دانشگاه، آزادی می خواهیم، برای جوانان آزادی می خواهیم و می خواهیم از یک دولت انتظامی به سمت یک دولت خدمتگزار حرکت کنیم. می خواهیم بگوییم بین ملت و دولت نزدیکی و اعتماد باید باشد نه بدبینی (موسوی، مردم سالاری، ش 2087، 12/3/88، ص 3)


ما گروهی از نویسندگان که برای کودکان و نوجوانان عزیز اسلامی می نویسیم از سردل نگرانی، برای فردای کودکان و نوجوانان میهن از همه مادران و پدران... و همه هنرمندان و ... رأی خود را به... بدهند. (کلمه سبز، ش 18، ص 8، بیانیه نویسندگان کودک)


رئیس جمهور سابق کشورمان پس از حوادث روز 30خرداد با صدور بیانیه ای ضمن ابراز نگرانی از امنیتی و نظامی شدن فضای کشور تأکید کرد (سایت کلمه، 31خرداد 1388(


مهندس موسوی: در دولتهای آقایان هاشمی و خاتمی خیالم راحت بود اما در این دولت احساس خطر کردم؟!!


3- کلی گویی

«محتوای واقعی بسیاری از مفاهیمی که از سوی رسانه های غربی مصادره و در جامعه منتشر
 می شود، مورد کنکاش قرار نمی گیرد. تولیدات رسانه های غربی در
دو حوزه سیاست داخلی و خارجی، مملو از ارزش ها و مفاهیمی مانند جهانی شدن، لیبرالیسم، اقتصاد باز، امنیت ملی، پلورالیسم، نظام نوین جهانی، حقوق بشر، دموکراسی، تروریسم و... است. اینها مفاهیمی هستند که بدون تعریف مشخص، در جهت اقناع مخاطبان در زمینه ای مشخص بکارگرفته می شوند» (محمدی نجم، 1384، ص47).

 در واقع، کلی گویی عبارتست از مرتبط ساختن عقیده یا سیاستی خاص با مفهومی ویژه، تا مخاطب بدون بررسی شواهد و دلایل عقیده و یا سیاست مورد نظر را بپذیرد. از این رو «استاتس» (Stats) از نظریه شرطی شدن کلاسیک در یادگیری نگرش استفاده کرده است. او که بر کاربرد نظریه شرطی شدن کلاسیک در یادگیری معنی احساسی زبان تأکید دارد، یادآوری می کند که در تجربه روزمره افراد، کلمات خاصی به طور منظم با تجربه های احساسی ویژه ای جفت می شود به عنوان مثال، واژه هایی مانند دموکراسی، آزادی و حقوق بشر با احساسات مثبت افراد جفت می شوند؛ در حالیکه واژه هایی مانند تروریسم، محور شرارت و تحجر، با احساسات منفی افراد جفت می شوند. استاتس اعتقاد دارد که هنگامی که کلمه به صورت یک محرک شرطی شده در آید، واکنش احساسی خاص خود را استخراج می کند.

بیان کلی تقلب در انتخابات توسط برخی کاندیداها و احزاب، شخصیت ها و... بدون ارایه اسناد و مدارکی در این خصوص و حتی پیگیری از مجاری مربوطه، مستمسکی در دست رسانه های بیگانه قرار تا با کلی گویی برطبل عملیات روانی علیه انقلاب اسلامی هر چه بیشتر بکوبند.
یکی از کاندیدها در ایجاد جو و فضای نامناسب در انتخابات به کلی گویی می پردازد و یک روز قبل از انتخابات نامه ای را به رهبری نوشته و در آن به جانبداری شورای نگهبان، وزارت کشور از کاندیدی خاص و نقص قانون و دخالت نیروهای نظامی در انتخابات متهم می کند.


«بعضی از اعضای شورای نگهبان در مرکز و تعدادی از ناظران در استان ها با جانبداری علنی از رئیس کنونی دولت، رعایت شئون بی طرفی را نمی نمایند. وزارت کشور، فرمانداران در پذیرش نمایندگان اینجانب... تعلل می نمایند. شواهدی از مداخله تعدادی از فرماندهان و مسئولان سپاه و بسیج در انتخابات واصل گردیده است. و در ادامه به این تاکتیک تأکید کرده و می نویسد: بهره گیری رئیس دولت از امکانات دولتی در تبلیغات و مسافرت های تبلیغاتی مقامات رسمی و وزراء. (موسوی، اندیشه نو، ش912، 23/3/88)


همانطور که مشخص است عملیات روانی در این بخش از طریق کلی گویی در زمانی خاص بدون سند و انتشار این نامه در رسانه های مکتوب و الکترونیکی فقط در جهت تحریک احساسات و جهت دهی افکار مخاطبین صورت می گیرد .


4- گواهی

«گواهی و یا شهادت، نقل قول هایی در داخل و خارج از پیام است که برای حمایت از یک سیاست، عقیده، برنامه و یا شخصیتی خاص آورده می شود. در این تکنیک، آوازه شهرت و یا جایگاه فرد (کارشناس، مسئول حکومتی و...) بکار گرفته می شود که از این طریق شهادت، گواهی، تایید و یا نفی فرد یا افراد محترم بر روی پیام تبلیغاتی قرار می گیرد. در تکنیک استناد یا گواهی هدف آن است که مخاطب، خود را با فرد مورد استناد یکسان بداند و باورها و ایده های آنان را به منزله باورها و عقاید خود بپذیرد. به عبارت دیگر، تکنیک گواهی یا استناد، عبارت از آن است که یک شخص مورد احترام و یا منفور، فکر، برنامه و یا سیاست معینی را تایید یا نفی کند» (Lee AM and EB Lee 1939 The Fine Art of Propaganda:A Studyof Father Coughlins Speeches New york Harcourt Brace and copany
از تکنیک گواهی، به طرق مختلف در جهت اقناع مخاطب استفاده می شود، از جمله زمانی که مبلغ با مخاطب فرهیخته سر و کار داشته باشد. در این حالت، پیام رسان بطور مستمر به منابع و مراجعی استناد می کند که او آنها را متقن تلقی می کند. حال آنکه قابلیت اعتبار و استناد آن منابع جای بحث دارد. (الیاسی، محمدحسین افکار عمومی آمریکا و عملیات روانی دستگاه حکومتی و تبلیغاتی آن کشور برای مجاب سازی؛ فصلنامه عملیات روانی، سال اول، شماره 2 تهران: 1382)
«
از جمله کارکردهای دیگر تکنیک گواهی، ترقندی است که در فرایند اقناع از آن با عنوان «عرفی سازی» یاد می شود. در این حالت، از طریق جمعی و همگانی نشان دادن سیاست و یا عقیده ای خاص، جمعیت مخاطب را به اتخاذ آن قانع می سازند. در این ترفند، رغبت طبیعی مردم به سمت موردنظر مبلغ هدایت می شود و این گونه به مخاطب القا می شود که برنامه، سیاست و یا عقیده مربوطه، تجلی خواست اجتناب ناپذیر توده مردم است. بنابراین به سود مخاطبان است که به توده مردم ملحق می شوند» (محمدی نجم، سیدحسین (4831). فصلنامه عملیات روانی، سال سوم، شماره 9).


پل ولفویتز معاون وزیر جنگ در دولت بوش که از نظریه پردازان کلیدی نومحافظه و از طراحان اصلی جنگ علیه عراق بود در گفتگو با سی ان ان گفت: به نظر من لازم است که آمریکا با موسوی تماس مستقیم بگیرد. البته اگر او مایل به ارتباط نباشد نباید ما اصرار کنیم اما در هر حال بهتر است او بداند که می تواند یک خط ارتباط مستقیم با ما داشته باشد... ولفویتز همچنین موسوی را «مردی بسیار شجاع» دانست که «در حال مقاومت است و جان خود را در معرض خطر قرار داده است»

داغ کن - کلوب دات کام + نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم آذر 1388ساعت 0:2 توسط حامد |

زندگی نامه

میرزا یونس معروف به میرزا كوچك فرزند میرزا بزرگ، اهل رشت، در سال 1259 شمسی، دیده به جهان گشود. سال های نخست عمر را در مدرسه ی حاجی حسن واقع در صالح آباد رشت و مدرسه ی جامعه آن شهر به آموختن مقدمات علوم دینی سپری كرد.

در سال 1286 شمسی، در گیلان به صفوف آزادی خواهان پیوست و برای سركوبی محمدعلی شاه روانه ی تهران شد.

هم زمان با اوج گیری نهضت مشروطه در تهران، شماری از آزادی خواهان رشت كانونی به نام «مجلس اتّحاد» تشكیل دادند و افرادی به عنوان فدایی گرد آوردند. میرزا كوچك خان كه در آن دوران یك طلبه بود و افكار آزادی خواهانه داشت به مجلس اتحاد پیوست. در سال 1289 شمسی، در نبرد با نیروی طرفدار محمد علی شاه در تركمن صحرا شركت داشت و در این نبرد زخمی و چندی در بادكوبه در یك بیمارستان بستری گردید. در سال 1294 شمسی، به جای «مجلس اتّحاد» «هیأت اتّحاد اسلام» از یك گروه هفده نفری در رشت تشكیل گردید. بیشتر افراد این گروه روحانی بودند میرزا كوچك خان عضو مؤثّر آن بود. این هیأت هدف خود  را خدمت به اسلام و ایران اعلام كرد و به زودی میرزا كوچك خان رهبری هیأت را بر عهده گرفت. پس از اشغال نواحی شمالی ایران از سوی روسیه ی تزاری، هیأت اتّحاد اسلام به مبارزه با ارتش تزار پرداخت و یك گروه مسلح به عنوان فدایی تشكیل داد و روستای كسما را در ناحیه ی فومن مركز كار خود قرار داد و در آن جا سازمان اداری و نظامی به وجود آورد. هیأت اتّحاد اسلام، پس از چندی به كمیته ی اتّحاد اسلام تبدیل شد و اعضای آن به 27 نفر افزایش یافت و رهبری كمیته را میرزا به عهده گرفت و تا پایان سال 1296 شمسی، بخش وسیعی از گیلان و قسمتی از مازندران، طارم، آستارا، طالش، كجور و تنكابن زیر نفوذ كمیته درآمد. این كمیته «نهضت جنگل» و «حزب جنگل» نیز نامیده شده است.

فعالیت های نظامی نهضت جنگل

در فروردین 1297، فداییان نهضت جنگل، پس از چند درگیری با نیروهای انگلیسی مواضع مهم راه رشت – منجیل را در اختیار خود گرفتند. در خرداد 1297، نیروی «كلنل پیچرا خوف» افسر روسی كه قصد بازگشت از ایران را داشت با«ژنرال دانسترویل» انگلیسی كه او نیز می خواست از طریق انزلی به بادكوبه برود هم پیمان شدند و نیروهای روسی در منجیل با فداییان «كمیته ی اتحاد اسلام» به نبرد پرداختند، در حالی كه زره پوش ها و هواپیماهای انگلیس هم برای كمك به او به حركت درآمده بودند. «پیچراخوف» راه منجیل تا رشت و انزلی را گشود و پس از گشوده شدن این راه، نیروهای انگلیسی در دو طرف راه مستقر شدند. در این میان نیروی «كمیته ی اتحاد اسلام» رشت را تصرف كرد، امّا پس از ده روز نیروهای انگلیسی به كمك زره پوش ها و هواپیماها رشت را تسخیر نمودند. در 27 مرداد 1297، میان نمایندگان كمیته ی اتحاد اسلام با نمایندگان انگلیس در رشت قراردادی امضا شد. امضای این قرارداد چنان اختلاف نظر پدید آورد كه میرزا كوچك خان به ناچار انحلال كمیته ی اتحاد اسلام را اعلام داشت و كمیته انقلابی گیلان را تشكیل داد. شماری از سران كمیته اتحاد اسلام كناره گیری كردند و شماری از افراد تندرو در كمیته ی انقلابی گیلان عضویت یافتند.

برای از بین بردن نهضت جنگل، وثوق الدوله در بهمن 1297، به وسیله ی سید محمد تدین پیام صلحی برای كوچك خان رهبر نهضت فرستاد و از او خواست كه نیروی مسلح خود را در اختیار دولت قرار دهد، میرزا نپذیرفت. وثوق الدوله در 18 اسفند 1297، تیمور تاش را با اختیارات تام به استانداری گیلان فرستاد و در خرداد 1298، كلنل «استاروسلسكی» فرمانده ی نیروی قزاق با اختیارات تام، مأمور سركوب نهضت گیلان شد. در عملیات تسخیر رشت توپخانه و هواپیماهای نظامی انگلیس هم شركت داشتند. پیش از حمله ی «كلنل تكاچینكف» از تهران نامه ی تأمین برای میزرا نوشتند، ولی میرزا نپذیرفت و پس از درگیری های فراوان عده ای از سران نهضت از جمله دكتر حشمت كه پزشك بود و به واسطه ی خدمات پزشكی محبوبیت زیادی در لاهیجان كسب كرده بود و در آن جا یك گروه چند صد نفری به نام «نظام ملی» گرد آورده بود، تسلیم نیروی دولتی در رشت شد. نیروهای دولتی تصمیم گرفتند، او را به واسطه ی نزدیك بودن به میرزا آزاد كرده تا او میرزا را ترغیب به تسلیم كند و اگر موفق شد یا نشد خود را پس از ده  روز معرفی نماید، امّا دكتر حشمت، پس از بازگشت به لاهیجان دچار تردید شد و چون بازگشت او به تأخیر افتاد، یك گردان مأمور دستگیری او شد. او با گردان دولتی درگیر و شماری از افراد «نظام ملی» كشته شدند و دكتر حشمت دستگیر و در دادگاه نظامی در 4 اردیبهشت 1298، محكوم به اعدام شد.

نهضت جنگل و رهبران انقلاب اكتبر روسیه

جنگلی ها در دوران تزارها قیام خود را آغاز و به مخالفت با آنان پرداختند، امّا در آغاز پیروزی انقلاب اكتبر، روابط جنگلی ها با روس ها حسنه شد. پس از چندی روس ها سیاست خود را تغییر و از حمایت نهضت جنگل دست كشیده و سرانجام به آن خیانت كردند.

در 28 اردیبهشت 1299 شمسی، ارتش سرخ تحت عنوان سركوبی به اصطلاح ضدّ انقلابیون وارد بنادر انزلی و غازیان شد. نهضت جنگل كه حضور نیروهای بیگانه در خاك كشور برایش قابل تحمل نبود و حضور آنان را به زیان استقلال ایران می دید، اسماعیل آقا جنگلی خواهرزاده ی میرزا را به عنوان نماینده به دیدار فرمانده ی ارتش سرخ فرستاد. وی قبل از هر سخنی سراغ میرزا را گرفت و تمایل شدید خود را برای دیدار با او اعلام كرد. بنابراین میرزا در رأس هیأتی به انزلی رفت و در آن جا با فرمانده ی ارتش سرخ دیدار و مذاكره كرد و نسبت به چند موضوع توافق كلی حاصل شد.

اعلام حكومت جمهوری

پس از توافق جنگلی ها با روس ها، سران نهضت به رشت آمدند و در این شهر اعلام حكومت جمهوری كردند. آنان ضمن


انتشار اعلامیه ای با عنوان «فریاد ملت مظلوم ایران از حلقوم فداییان جنگل» به مفاسد دستگاه حاكمه ی ایران و جنایات انگلیسی ها اشاره كردند. و در پایان نظریات خود را به شرح ذیل اعلام داشتند:

1-    جمعیت انقلاب سرخ  ایران، اصول  سلطنت را ملغی  كرده،  جمهوری را رسماً اعلام می نماید.

2-    حكومت موقت جمهوری، حفاظت جان و مال عموم اهالی را به عهده می گیرد.

3-    هر نوع معاهده و قراردادی را كه قدیماً و جدیداً با هر دولتی منعقد شده است، لغو و باطل می شناسد.

4-  حكومت موقت جمهوری، همه ی اقوام بشر را یكی دانسته، تساوی حقوق درباره ی آنان قائل است و حفظ  شعایر اسلامی را از فرایض می داند.

کودتای حزب عدالت

پس از ورود ارتش سرخ به ایران، چند تن از اعضای حزب كمونیستی عدالت باكو نیز از روسیه وارد گیلان شدند. این افراد در رشت دست به تشكیل حزبی به نام «عدالت» زدند و رفته رفته، ضمن برگزاری اجتماعات و سخنرانی ها، عملاً موارد توافق شده میان جنگلی ها و روس ها را زیر پا گذاشتند و تبلیغاتی را علیه میرزا آغاز كردند. میرزا در تیر 1299، معترضانه رشت را ترك كرد و اعلام كرد تا زمانی كه حزب عدالت از كارهای خلاف و حمله به اسلام و تبلیغ كمونیسم دست بر ندارد به رشت باز نخواهد گشت. به دنبال این حادثه اعضای حزب عدالت كه بعضی از آنان همچون احسان الله خان و خالو قربان قبلاً از دوستان نزدیك میرزا بودند، درصدد بر آمدند كودتایی را انجام دهند كه  طرح آن را قبلاًٌ ریخته بودند. نقشه ی كودتا این بود كه میرزا یا باید كشته شود و یا دستگیر و از رهبری انقلاب كنار رود. میرزا كه تا حدی از هدف اعضای حزب و نقشه ی خائنانه ی آنان مطلع شده بود، به جنگل رفت و در این درگیری ها بسیاری از جنگلی ها دستگیر یا كشته شدند.

شکست نهضت و شهادت میرزا کوچک خان جنگلی


پس از تسلیم خالو قربان، نیروهای دولتی وارد رشت شدند و چون مذاكرات صلح با جنگلی ها به نتیجه نرسید، نیروهای دولتی به تعقیب جنگلی ها پرداختند. برخی از نیروها متفرق، برخی تسلیم و تعدادی نیز كشته شدند. با چنین وضع سخت و دردناكی میرزا در سرمای شدید زمستان از همسرش خداحافظی كرد و در اعماق جنگل عقب نشست تا بتواند نیروهای پراكنده را در فرصت مناسب جمع آوری و سازماندهی كند. امّا در اثر سرما مرگ به سراغش می آید. روزنامه ی جنگل ارگان نهضت درباره هدف نهضت چنین نوشته است:(1)

«ما قبل از هر چیز طرفدار استقلال مملكت ایرانیم. استقلال به تمام معنای كلمه، یعنی بدون اندك مداخله ی هیچ دولت اجنبی، [و طرفدار] اصلاحات اساسی مملكت و رفع فساد تشكیلاتی دولتی، كه هر چه بر سرایران آمده از فساد تشكیلات است. ما طرفدار یگانگی عموم مسلمانانیم. این است نظریات ما كه تمام ایرانیان را دعوت به هم صدایی كرده، خواستار مساعدتیم.»

رهبر نهضت جنگل یك روحانی و مرد دین بود. او انقلاب جنگل و همه ی مظاهر آن را از دریچه ی اندیشه های سیاسی كه از اسلام آموخته بود، می نگریست. او یك باره دست به قیام مسلحانه نزد، همه ی راه ها را آزمود و پس از یأس وارد عمل  و مردانه پا به صحنه ی كارزار نهاد.

او شاهد به توپ بسته شدن مجلس شورای ملی، توسط محمد علی شاه و تحصن علما در سفارت عثمانی بود. او به امید نجات مشروطه به مجاهدین پیوست و در فتح قزوین شركت كرد و با مشاهده ی اعمال خلاف بعضی از مجاهدین به موطن خود رشت بازگشت، اما بار دیگر به مجاهدین پیوست و در فتح تهران شركت نمود و با قوای استبداد جنگید.

علی رغم تلاشی كه در تحریف چهره ی میزرا به عمل آمده، به شهادت تاریخ، وی از مجاهدان مشروطیت و از هواداران جناح اعتدالیون مجلس و وفادار به اسلام بود. او سخت به اتحاد جهان اسلام عشق می ورزید. تاخت و تازهای خارجی در صحنه ی سیاست و اقتصاد كشور و سیاست بازی عناصر منافق و خود فروخته، وضع آشفته گیلان و بی كفایتی دولتمردان، انگیزه هایی بود كه این روحانی جوان، حساس و دلسوخته را به میدان سیاست و سپس به صحنه ی كارزار كشاند.

نخست در برابر استبداد محمد علی شاه ایستاد و سپس با شخصیت های با نفوذ تماس گرفت و در آخرین مرحله از تلاش خود سلاح به دست گرفت و در برابر نیروهای بیگانه به مقاومتی جانانه پرداخت. او بارها در برابر مردم گیلان هدف از نهضت خود را احیای قوانین اسلام اعلام كرد و یادآور شد كه میرزا كوچك هرگز اسلحه را از خود دور نمی كند، مگر وقتی كه مطمئن باشد، افراد ایرانی از تجاوز متجاوزان بیگانه و ستمكاران داخلی مصون و از امنیت و رفاه برخوردار هستند.

 
 

به نقل از سایت تبیان
داغ کن - کلوب دات کام + نوشته شده در چهارشنبه یازدهم آذر 1388ساعت 23:31 توسط حامد |

سلام

امروز با چند روز تاخیر سومین سال تولد وبلاگم رو دارم جشن می گیرم.

سه سال از 7 آذر 85 گذشت روزی که اولین پست رو واسه این وبلاگ گذاشتم.

داغ کن - کلوب دات کام + نوشته شده در سه شنبه دهم آذر 1388ساعت 0:24 توسط حامد |

فصل اول: گذار از جنگ سخت به جنگ نرم



عملیات روانی جزء کارآمدترین، پویاترین و در عین حال موثرترین اقدامات شمرده می شود که هر کشوری در جهت خنثی سازی اثرات این اقدامات تمامی تلاش و امکانات خود را به کار می گیرد چون به دلیل گستردگی ابعاد و همچنین موثر بودن آن، این عملیات قادر است افراد یک ملت یا ملت ها را تحت تأثیر خود قرار دهد.

در طول تاریخ با استفاده از شیوه های جنگ روانی توانسته اند به پیروزی های چشم گیری دست یابند و بر حریف چیره شوند هرجا که تاکتیک های جنگ نظامی با تمامی ابعادش نتوانسته خللی در روحیه و اراده نیروهای دشمن خدشه ای وارد سازد از ابزار جنگ روانی در جهت شکستن اراده ملت ها و جنگجویان دشمن استفاده شده است. خطر این جنگ ناشی از هدف قرار دادن اندیشه، بینش، عقل، قلب و درنهایت رفتار نیروهای درگیر و یا مخاطبان است که روحیه آنان را تضعیف کرده و عزم و اراده آنان را سست می نماید و سپس به سوی شکست می کشاند و از سوی دیگر روحیه نیروهای خودی و ملت و مخاطبان خود را بالا برده و منجر به وحدت و همبستگی می گردد. اغلب حاکمان به ویژه فرماندهان نظامی در طول تاریخ از اثرات جنگ روانی غافل نبوده و نسبت به اجرای آن در جنگ و یا حتی صلح اهتمام ویژه ای داشته اند.

عملیات نظامی به دلیل پرهزینه بودن، تلفات انسانی بالا، خسارات اقتصادی و زیربنایی و محتمل نبودن پیروزی (رسیدن به اهداف)؛ عملیات روانی جایگزین مناسبی برای جنگ های نظامی می باشد چون جنگی کم هزینه و بدون تلفات انسانی اما اثرگذارتر از جنگ های نظامی است.

در این خصوص مناسب است اسنادی ارایه گردد. این سند که به پروژه دلتا یا استراتژی آمریکا علیه جمهوری اسلامی و همچنین جنگ نرم شهرت یافته از جمله آن است بیان بخش کوچکی از آن تأکیدی بر پیگیری عملیات روانی از طرف دشمن علیه انقلاب اسلامی است (متن کامل این سند در آرشیو خبرگزاری مهر، فارس و روزنامه کیهان موجود و در دسترس است):

 کمیته خطر جاری (The committee on the present danger)عنوان کمیته ای است که در دهه 1970 و در اوج جنگ سرد، توسط گروهی از سناتورهای آمریکایی، مسئولان ارشد وزارت خارجه، اساتید برجسته علوم سیاسی، موسسه مطالعاتی «آمریکن اینترپرایز» و گروهی از مدیران باسابقه سیا و پنتاگون با هدف خروج از بن بستی بود که در دوران جنگ سرد میان دو ابرقدرت آن زمان یعنی ایالات متحده آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی در توازن هسته ای به وجود آمده بود. به گونه ای که کارشناسان ارشد نظامی به صراحت اعلام کرده بودند، در صورت وقوع جنگ هسته ای میان دو ابرقدرت، هر دو طرف جنگ بازنده نهایی خواهند بود، تأسیس شد. اعضای این کمیته با منتفی دانستن «جنگ سخت» بین دو ابرقدرت، تنها راه به زانو درآوردن رقیب را در «جنگ نرم» و «فروپاشی از درون» طراحی و به مرحله اجرا درآوردند. براساس این طرح «جنگ نرم» با اتخاذ راهبردهای «دکترین مهار»،
 «نبرد رسانه ای» و
«ساماندهی نافرمانی مدنی» همراه گردید. پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و پایان جنگ سرد، فعالیت این کمیته برای یک دهه به حالت تعلیق درآمد و پس از
وقایع 11 سپتامبر 2001 بار دیگر عناصری چون مارک پالمر، کنت پولاکف،
مارتین ایندیک، ریچارد پرل، داگلاس فیث، کاندولیزا رایس و مارگ گرچت در این کمیته گردهم آمدند و این بار نام آن را کمیته صلح جاری نهاده، تا به تجزیه و تحلیل فرصت ها و تهدیدهای فراروی دولت ایالات متحده آمریکا بپردازند. «مارک پالمر»، از اعضای برجسته این کمیته و چهره بانفوذ دستگاه سیاست خارجی آمریکا، در گفتگویی با «دبوراه سولومود»، خبرنگار روزنامه آمریکایی نیویورک تایمز، صراحتا با ایده تهاجم نظامی علیه جمهوری اسلامی ایران مخالفت کرده و اعلام کرد:

«ایران به لحاظ وسعت سرزمینی، کمیت جمعیت، کیفیت نیروی انسانی، امکانات نظامی، منابع طبیعی سرشار و موقعیت جغرافیایی ممتاز در منطقه خاورمیانه و هارتلند نظام بین الملل به قدرتی کم بدیل تبدیل گردیده که دیگر نمی توان با یورش نظامی آن را سرنگون کرد.


در گزارش کمیته خطر جاری که در دسامبر 2005 توسط «مارک پالمر» جمع بندی و تدوین شد، براندازی نظام جمهوری اسلامی با تمرکز فعالیت ها به سه محور دکترین مهار، نبرد رسانه ای و ساماندهی نافرمانی مدنی، مورد تأکید و توصیه قرار گرفت. گزارش کمیته خطر جاری که با عنوان «ایران و آمریکا، رهیافت جدید» تنظیم شده است، دارای پانزده محور کلی بود که اشاره به برخی کفایت می کند:

-          دامن زدن به نافرمانی مدنی در تشکل های دانشجویی و نهادهای غیردولتی و صنفی از ابزارهای مهم فشار بر ایران است.

-     - باید شبکه های متعدد رادیو تلویزیونی را برای ایرانیان تدارک دید و پیام های خود را با پیشرفته ترین تکنولوژی های روز، به دست مردم ایران برسانیم.-

-           تضعیف ستون های حمایتی حکومت ایران که همانا سرویس های امنیتی و نظامی این کشور می باشند، باید در دستور کار قرار گیرند.

-          - باید قدرت بسیج و سپاه را از میان برد و در وزارت اطلاعات تغییرات اساسی و یا به طور کلی آن را حذف کرد...

درخصوص جنگ یا عملیات روانی تعاریف زیادی توسط افراد، کشورها و سازمان های نظامی صورت گرفته است که با همدیگر تفاوت دارد اما اکثر آنان در برخی واژه ها اشتراکات فراوانی دارند
می توان به کلید واژه هایی چون، بهره گیری ازهر
نوع امکانی برای تأثیرگذاری بر مخاطب برای رسیدن به هدف، یا تغییر رفتار یا تغییر نگرش و وادار کردن نفرات دشمن به فرار یا تسلیم و... در این خصوص نویسنده مصری صلاح نصر در کتاب خود درخصوص عملیات روانی چنین می نویسد: «جنگ روانی یعنی استفاده ازهر نوع وسیله ای به منظور تأثیرگذاری بر روحیه و رفتار یک گروه، با هدف نظامی مشخص» (نصر، صلاح، 1380، جنگ روانی، ترجمه محمود حقیقت کاشانی، سروش، چاپ دوم، تهران(

حال با توجه به تمام تعاریفی که وجود دارد می توان تعریفی تقریبا جامع به شرح زیر جهت روشن شدن اذهان ارایه نمود.

عملیات روانی عبارت است از: فرآیند بهره برداری صحیح و طراحی شده از همه امکانات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، نظامی، فرهنگی، تبلیغی و رسانه ای به منظور تأثیرگذاری بر اذهان، عقاید، احساسات، تمایلات، اراده و رفتار گروه های مخاطب برای پشتیبانی از اهداف یا برای رسیدن به اهداف.

برای جنگ یا عملیات روانی از گذشته تاکنون نامهایی همچون؛ جنگ سرد، جنگ افکار، جنگ برای تسلط بر فکر مردم، جنگ فکری، جنگ ایدئولوژیک یا عقیدتی، جنگ اعصاب، جنگ سیاسی، فعالیت های اطلاعاتی و بین المللی، فعالیت های اطلاعاتی ماورایی، مبارزه اطلاعاتی، تبلیغات، تبلیغات بین المللی، جنگ تبلیغاتی، جنگ کلامی، خصومت غیرمستقیم، تحریک، ارتباطات بین المللی و... به کار برده شده یا به کار می رود.

برای عملیات روانی اهداف، سطوح، مدار اطلاعاتی، مخاطبین، تکنیکها، تاکتیک ها، شیوه های عملیات روانی، ابزارهای عملیات روانی و... در نظر گرفته می شود. برای پرداختن به مقوله عملیات روانی در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری در 22خرداد بررسی تاکتیک ها و شیوه های عملیات روانی بکار رفته در آن توسط دشمنان کشور و مخالفان خالی از لطف نخواهد بود. در این خصوص به بیان و بررسی مصادیق خواهیم پرداخت.

معمولا در جریانات داخلی مردمی و مبارزه سیاسی ارزشمند در راستای حفظ تمامیت ارضی کشور و اعتقاد به کلیت نظام در جهت ترغیب، برانگیختن و ایجاد شور و نشاط در بین مخاطبین (هواداران) از روش های عملیات روانی تحکیمی و تثبیتی بهره می برند که با هدف ایجاد روحیه پایداری، مقاومت، سلحشوری و نهایتاً در انتخابات برای ترغیب هواداران، جلب توجه، ایجاد رضایت و در یک کلام اقناع آنان نسبت به کاندیدای مربوطه صورت می پذیرد. اما برخلاف این رویه در این انتخابات احزاب، جمعیت ها، گروهها، ستادها و در رأس آنان کاندیداها برای پیروزی از تکنیکها، تاکتیکها و شیوه های مرسوم علیه دشمن بهره بردند. علت پرداختن به این مهم نیز ناشی از همین راهبردی است که برخی از گروه ها و احزاب و کاندیداها در کنار دشمنان این کشور و همراه آنان علیه نه یک کاندید بلکه علیه یک دولت و شاید یک نظام بکار بردند.
از شیوه ها، تکنیک ها و تاکتیک های عملیات روانی به عنوان تدبیر عملی مجری (متخصصین و کارشناسان عملیات روانی) برای رسیدن به اهداف مورد نظر نام برده شده است. باتوجه به اینکه در جنگ و عملیات روانی ده ها شیوه، روش، تاکتیک و تکنیک وجود دارد در این مکتوب فقط به برخی از آنها که بیشتر کاربرد داشته اشاره شده است.

 

1-برچسب زدن

«براساس این تکنیک، رسانه ها واژه های مختلف را به صفات مثبت و منفی تبدیل می کنند و آنها را به آحاد و یا نهادهای مختلف نسبت می دهند. گاهی هدف از این عملکرد آن است که ایده، فکر و یا گروهی محکوم شوند؛ بی آنکه استدلالی در محکومیت آنها آورده شود».
در موارد متعدد و با استفاده از الفاظی چون «شعبده بازی دست اندرکاران انتخابات و صداوسیما»، «صحنه آرایی خطرناک»، «متصدیان بی امانت»، «متقلبان»، «خائن به آرای مردم»، «برنامه ریزی پشت پرده برای دستکاری در انتخابات» و همچنین «طرح بازی بزرگ توسط مقامات»، «حاکمیت دروغ و استبداد»، «روند پرمخاطره»، «تخلفات و کارشکنی های متعدد و نارسایی های گسترده»، «تزلزل ارکان نظام»، وجود «توجیه گران دروغگو» در نیروهای مؤثر نظام، «برخوردهای غیرقانونی و خشونت بار با منتقدان» منجر به مصدومیت و شهادت هموطنان، «اقدامات وحشیانه در کشتار مردم»، «برخوردهای سبعانه» و «حمله به بانکها و ادارات و اموال مردم توسط اصحاب»، «تقلب و دروغ برای تکمیل طرح خود» در سه مرحله قبل، حین و بعد از انتخابات توسط احزاب، گروه ها، شخصیتها، نخبگان و هواداران کاندیداها و خود کاندیداها، علیه یک کاندید در قالب سخنرانیها، مصاحبه ها، مقالات، فیلم ها، سی دی ها و صدور اطلاعیه ها و بیانیه ها و در یک جمله توسط تمام ابزارهای تبلیغی و رسانه های ارتباطی به کار گرفته شد. الفاظی که غیر از برچسب نام دیگری نمی توان بر آن نهاد.

داغ کن - کلوب دات کام + نوشته شده در چهارشنبه چهارم آذر 1388ساعت 22:5 توسط حامد |


من 50 سال اسلام خوانده ام ، خلاصه اش یک کلام است:

             " واجباتت را انجام بده ، به جای مستحبات تا می توانی به کار مردم برس "


روز قیامت اگر کسی یقه ات را گرفت بگو فاضل گفت.


مرحوم آیت الله فاضل لنکرانی

داغ کن - کلوب دات کام + نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388ساعت 14:2 توسط حامد |

برای دیدن تصاویر در اندازه واقعی روی آن کلیک کنید.


داغ کن - کلوب دات کام + نوشته شده در یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 23:31 توسط حامد |

چندي پيش خبري در رسانه ها منتشر شد مبني بر اين که براساس يك پژوهش ميداني، 75 درصد جامعه آماري مورد نظراعتقاد داشتند بدون داشتن رابطه، پول يا پارتي نمي توانند کاري انجام دهند و اين يعني اين که به طور متوسط از هر چهار ايراني سه نفر معتقدند که كارها در کشورما با پارتي بازي انجام مي‌شود.

حتي اگر قايل به اين باشيم که نتيجه پژوهش اخير و از اين دست پژوهش ها مطابق با واقعيت جامعه ما نبوده و به نوعي نشات گرفته از رويکرد منفي نگرانه در تحليل مسايل اجتماعي باشد، بازهم نمي توانيم منکر شيوع نگران کننده چنين معضلي در سطح جامعه از يک سو و اعتقاد به وجود آن در بين قشر عظيمي از مردم از سوي ديگر باشيم.

اين روزها هر وقت در جمع هاي دوستانه، صحبت از مسائل و مشكلات جامعه مي شود، بحث مربوط به پارتي بازي نيز کم وبيش به ميان مي آيد و همه ما هرچند از ناپسند بودن آن سخن به ميان مي آوريم ،اما خود به اين نكته اذعان داريم كه گويا بدون وجود بند پ(پارتي)، در بسياري از موارد اگر مشكلي برايمان پيش بيايد راه به جايي نمي بريم!

بي شک يكي از مصاديق بي عدالتي در جامعه ما، بي عدالتي در جذب نيروي كار است. امري كه درد ناشي از آن سال هاست كه پيكر اجتماع ما را رنجورو افسرده ساخته است و علي رغم اينكه اين درد به طرق مختلف در بدنه اجتماع انعكاس يافته و مي يابد و جالب اين که راه حل آن نيز ارائه مي شود، باز هم آن طور که بايد و شايد مسئولان مربوطه به اين مسئله توجه جدي نمي كنند!

گويا متوليان جامعه ما عموما وقتي به مشكلات و معضلات حساسيت نشان مي دهند كه آنها تبديل به بحران شده و اثرات تخريبي شان به حداكثر خود رسيده باشد يعني به ميزاني كه ديگر پيكر اجتماع نتواند آن را تحمل كند.

به هرحال هرچند رفع معضل بيكاري خارج از حدود و توانايي هاي دولت است، ولي رفع مشكل بي عدالتي در جذب نيروي كار، امري است كه دولت به راحتي توان رفع آن را دارد.

شايد خود شما بارها از افراد جوياي كار شنيده باشيد که اذعان داشته اند در مملكت ما براي يافتن كار، بيشتر از توانايي هاي شغلي و تحصيلي و مهارت ها و لياقت هاي شخصي بايد پارتي داشت. به بيان ساده تر و گوياتر، درس و مدرك و مهارت هاي شغلي فقط شرايط لازم هستند نه شرط كافي، شرط كافي داشتن قوم و خويش و پارتي در محيط كار مورد نظر است.

واقعا جاي بسي تاسف است وقتي مي بينيم تعداد بسيار زيادي از جوانان، با تلاش هاي شبانه روزي در دوره دبيرستان وارد بهترين محيط هاي علمي كشور مي شوند، ولي پس از پايان فارغ التحصيلي هنگامي كه وارد بازار كار مي شوند مشاهده مي كنند بزرگترين شرط براي داشتن شغل مناسب تحصيل در بهترين دانشگاه هاي مملكت نيست، بلكه پارتي قوي داشتن است چه آن که ناظرند كه شخص ديگري با شرايط علمي بسيار پايين تر فقط به خاطر داشتن آشنا در يكي از بهترين وزراتخانه ها يا نهادها و سازمان هاي دولتي جذب شده و سر آنها در اين ميان بدون كلاه مانده است.

نکته ديگر در اين ميان ،اين است که در سيستم اداري و صنعتي وابسته به دولت، بارها شاهد بوده ايم كه پدري قصد بازنشسته شدن داشته و فرزند خود را جايگزين خود در آن قسمت نموده است و يا در حين اشتغال يك يا چند فرزند خود را وارد محيط كاري خود نموده است و همچنين ديده ايم كه در پاره اي موارد،فرد شاغل علاوه بر همسر و فرزندانش ، بعضي از اقوام و دوستان خود را وارد محيط كاري خود حال چه كارخانه باشد و يا اداره كرده است.

آن چه مهم است اين که چنين روش غيرعقلاني و کاملا ناعادلانه در جذب نيروي انساني پيامدهاي منفي خاص خود را در سطح اجتماع باقي مي گذارد.‏

‏بايد دانست پارتي بازي به ويژه در بحث مربوط به استخدام جداي از اين که باعث از ميان رفتن حس اعتماد عمومي جامعه به نظام اداري حاکم مي شود، فضايي را فراهم مي کند که افزايش فساد اداري، ايجاد رقابت منفي در بين کارکنان، اختلال در خدمت رساني، ايجاد جو بي خيالي و بدبيني و ... از جمله ويژگي هاي آن است و شکل گيري و گسترش اين فضاي ناعادلانه، براي يک جامعه پويا و رو به پيشرفت ،به سان سم مهلکي است .

پيامد مهم ديگر،ايجاد ياس و نااميدي در توده جوانان مستعد و جوياي كار است، بدين علت كه وقتي آنها مشاهده مي كنند شرايط مورد نياز جذب در ادارات دولتي را دارند ولي بستر و زمينه ها به صورتي است كه امكان آن براي آنها ميسر نيست، ناخودآگاه در آنها اين حس به وجود مي آيد كه آنچه در جامعه ما حرف اول را مي زند پارتي است نه تخصص و علم و اطلاعات، مدرك، اخلاق و ساير مشخصات مورد نظر براي احراز آن رشته شغلي و طبعا اين روحيه به افراد خانواده آنان نيز تسري مي كند و در كل اين ديدگاه اين نظر را موجب مي شود كه عدالت در جامعه كم رنگ است.

از سويي ،هنگامي كه يك فرد نخبه با تحصيلات مناسب مي بيند در جامعه يا كار به اندازه كافي نيست و يا اگر هم هست توزيع آن عادلانه نمي باشد و به قول معروف، مال از ما بهتران است و از سويي امكان يافتن فرصت هاي شغلي در خارج از كشور خيلي بيشتر از داخل مي باشد طبعا به خارج از كشور مهاجرت مي كند.‏

نکته حايز اهميت در اين خصوص آن که با توجه به سلامت اخلاقي بسياري از مديران درجه يک کشور در بدنه اجرايي خصوصا در دولت کنوني که انصافا سلامت آن ها مورد قبول دوست و دشمن است،مديران بايد براي مقابله با افرادي که به هر علت و وسيله حقوق ديگران را پايمال مي کنند ،عزم خود را استوار کرده و مجاري قانوني را براي مجازات متخلفان، دنبال کنند وبه طور جدي به مقابله با معضل شوم پارتي بازي در کشور بپردازند.

البته از آن جا که متاسفانه به خاطر گرفتاريهاي مختلف ، پاره اي از اوقات هر کسي فقط به فکر خود و حل مشکلات خود است و از اين حيث ايثار و تعاون و همدلي کم کم به دست فراموشي سپرده مي شود، لذا براي جلوگيري از گسترش اين آفات خطرناک بايد قبل از هر چيز به اخلاق و مديريت اخلاق محور بازگشت.‏

tabnak.com

داغ کن - کلوب دات کام + نوشته شده در یکشنبه هفدهم آبان 1388ساعت 1:41 توسط حامد |