روزنامه دوم خردادی صدای عدالت آنقدر در تخریب چهره رئیس جمهور و دولت نهم اشتیاق دارد و آنقدر عجله نشان می دهد که در اقدامی عجیب که باید در تاریخ رسانه ای جهان نیز ثبت شود ، از مصاحبه انجام نشده رئیس جمهور انتقاد کرد !!
یکشنبه شب قرار بود احمدی نژاد ، رئیس جمهور ، در برنامه ای تلویزیونی شرکت کرده و در مورد مشکلات اقتصادی با مردم صحبت کند و گزارشی را تحویل مردم بدهد ، اما این مصاحبه به دلایلی لغو شد. ولی روزنامه صدای عدالت سرمقاله روز دوشنبه خود را به نقد مصاحبه کذایی اختصاص داد و نوشت : " احمدی نژاد ، رئیس جمهوری اسلامی ایران ، دیشب از طریق رسانه ملی با بینندگان و شنوندگان گفتگو کرد !!!! موضوع سخنان ایشان درباره تحولات اقتصادی مورد بحث و تحولات کابینه بوده است ! "
این روزنامه منحصر به جبهه اصلاحات سپس له انتقاد از محتوای مصاحبه انجام نشده احمدی نژاد پرداخت و چنین نوشت : " آقای احمدی نژاد چرا به جای تکیه بر مکانیزم کارشناسی و علمی به دنبال حل یک شبه مشکلات و استفاده از سیستم بخشنامه ای برای حل آن هستید؟ "
همچنین دیگر روزنامه اصلاح طلب ، مردم سالاری ، که ارگان حزب مردم سالاری نیز می باشد ، هم به نقد سخنان احمدی نژاد درباره تورم پرداخت. این روزنامه در گزارش تیتر اول خود باز علیه دولت نوشت : " محمود احمدی نژاد شب گذشته چند بار درباره گرانی توضیحات مبسوطی داد و مردم را به آینده ای روشن امید داد."
این گاف بزرگ مدعیان اصلاح طلب از فعالیت های پشت پرده و سازماندهی شده ای در راستای تخریب چهره رئیس جمهور خبر می دهد و مشخص می کند که این مخالفان ، با چشم بسته و بدون اندک آگاهی ، فقط به هر نحوی که شده می خواهند دشمنی خود را با احمدی نژاد اعلام کنند. اما دریغ از اینکه همیشه خورشید پشت ابر نمی ماند .
هرچند آقای کواکبیان ، مدیر مسئول روزنامه مردم سالاری ، که به تازگی و پس از مدتها توانست به مجلس راه پیدا کند ، آیا می تواند عادت اول حرف زدن و سپس فکر کردن را در صحن مجلس فراموش کند یا همچنان ... .
آقای ندیمی نماینده شهر لاهیجان در اولین سخنرانی خود در سال ۸۷ و پس از رد صلاحیت و در آستانه خدا حافظی از بهارستان ، در نطق پیش از دستور هفدهم فروردین ماه سخنان جالبی را بیان کرده است.

نماینده مردم لاهیجان و سیاهکلدر نطق پیش از دستور خود در نخستین جلسه علنی مجلس شورای اسلامی در سال 1387 ضمن قدردانی از مردم ايران به دليل مشاركت خود در پاي صندوقهاي رأي، به رد صلاحيت و تأييد مجدد خود با تلاش رئيسجمهور، معاونان رئیسجمهور، وزرا، رئيس مجلس و حجتالاسلاموالمسلمين ابوترابيفرد اشاره كرد و گفت: جاي آن دارد كه بپرسم بعد از 35 سال آيا بايد ثابت كنيم كه نظام جمهوري اسلامي را با تمام وجود خود باور داريم و به آرمانهاي امام(ره)، رهبري، انقلاب و دستاوردهاي آن وفاداريم؟ به گزارش "لاهیگ"؛ ایرج ندیمی، ادامه داد: خانوادههاي شهدا به چه شكلي بايد ثابت كنند كه اين انقلاب همه وجود آنهاست، در خدمت آن بوده و هستند و خواهند بود و اين نوع اعمال هم در ايجاد فاصله بين آنها و نظام مقدس جمهوري اسلامي به هيچوجه ايجاد اختلال نخواهد كرد؟ وی، افزود: بدون ترديد بنده به عنوان كسي كه نزديك به 35 سال با پذيرش مرجعيت امام راحل و قبول همه آرمانهاي اين انقلاب كه مندرج در فعاليتهاي مردم و نظام است، ميتوانم اعلام كنم كه در راستاي تحقيقات محلي نبايد در مورد نمايندگانی كه عمده عمرشان را در اين مجالس و محافل و موقعيتهاي اجرايي كشور، اعم از اجرايي، امنيتي، سياسي و آموزشي سپري كردهاند، قضاوت كرد. به گفته ندیمی، بايد حتماً در مورد اين نحوه نظارت افرادي كه خود در شهرستانها موصوف به حمايت از اشخاص هستند تجديد نظر كرد؛ در غير اين صورت، در مورد كساني كه صاحب پروندهاي نيستند و مقامات امنيتي و انتظامي و قضايي بر آنها تأیيد دارند، ورودي اينچنين ميتواند در آينده خسارتهايي را به همراه داشته باشد. نائب رئیس كميسيون اقتصادي مجلس شورای اسلامی، تصريح كرد: آنچه بنده در طي دوران نمايندگي خود انجام دادم، وظيفهاي برخواسته از خون برادران شهيد خود و همه شهدا بود و با تمام وجودم به اين نظام وفادارم و اميدوارم مسئولان در راستاي رفتارهاي افرادي كه در شهرستان و در محدوده انتخابات بهسر ميبرند، تجديد نظر اساسي داشته باشند.
در ایام عید ، شاهد اجرای طرحی در شهر رشت بودیم که در نوع خودعجیب و جالب بود. شهری با آمار بالای مسافر در ایام نوروز ، اما این شهر در ساعت 24 به شهر ارواح تبدیل می شد.
با دستور فرماندار شهر رشت و اجرای آن توسط اداره اماکن نیروی انتظامی شهر رشت ، از این به بعد هیچ فروشگاه ، مغازه و محل کسبی از ساعت 24 الی صبح روز بعد نباید باز باشد!!
این برای شهری که در ایام نوروز شاهد حضور هزاران مسافر دور از خانه که برای بدست آوردن نیازهای عادی خود در ساعات انتهای شب به خیابانها می آمدند مشکلات بسیاری ایجاد می کرد.
اما نکته جالب آن این بود که این طرح تا آخر تابستان ادامه خواهد داشت.
در گرمای طاقت فرسای تابستان که مردم سعی می کنند روزها را در خانه بمانند و شبها به خیابان بیایند ، از این به بعد با نبود فروشگاه ، مغازه و ... برای رفع حداقل نیازهای خود با مشکلات بسیاری روبرو خواهند شد.
پوراوزان ، فرماندار رشت ، در توجیه این حرکت می گوید که برای ساماندهی و ایجاد امنیت در شهر ، دست به این کار زده اند.
به حمد الله شهر و استان و کشورمان آنقدر امنیت دارد که اگر مغازه ای در ساعات آخر شب باز باشد ، هیچ آسیبی به آن نرسد.
اما این قانون باعث نارضایتی بسیاری برای کسبه شهر شده است.
بانام و یاد خدا ...

آنچه مسلم است این است که امروزه همه لاهیجان را با چای می شناسند اما بد نیست بدانیم که لاهیجان ابتدا آوازه خود را از ابریشم خود بدست آورده است.
در زمان شا ه طهماسب اول لاهیجان محل تجارت ابریشم بوده است. لورنس چاپمن چهارمین هیئت کمپانی مسکو در سال 947 ه . ق در دوره سلطنت شاه طهماسب اول به ایران آمده راجع به وضع راهها و احول مردم چنین می نویسد : من به گیلان هم رفتم ، باید می دیدم که چه بندری در آنجا برای کشتی های ما وجود دارد و بفهمم چه نوع کالایی و تا چه مقدار در آنجا به فروش می رود.
شهر لاهیجان را که مهمترین محل این نواحی باشد را دیدم. لنگرود و رودسر که اخیرا شاه طهماسب اول تسخیر کرد ، چنان ویران شده و مردم غارت شده اند که کسی قدرت خرید یک کرسی (منظور پارچه ابریشمی و یا شاید منظور از آن کفش باشد) را ندارد. مهمترین کالایی که می توان خریداری کرد ابریشم خام است که در تابستان هر من لاهیجان آن 38 شاهی به فروش می رسد که کمی بیشتر از 40 لیور است.( هر لیور نیم کیلو است).
نصرالله فلسفی در کتاب زندگینامه شاه عباسمی نویسد : نمایندگان تجاری شاه عباس بیشتر ابریشم را جهت صدور به اسپانیا از لاهیجان تهیه می کردند. ابریشم در دوره صفویه یکی از اقلام مهم صادرات ایران بود.
استان گیلان و به ویژه لاهیجان دارای مرکزیت تولید و صادرات ابریشم ایران بوده اند. مسیو شودزکو در تاریخ گیلان می نویسد : محصول ابریشم فومن و لاهیجان 6/10 تمام محصول ابریشم گیلان است.
شهاب الدین ابو العباس کاتبی در کتاب مسالک الابصار فی ممالک الامصار می نویسد : پادشاهان فومن و لاهیجان بر سرزمینی نه چندان وسیع حک.مت می کنند ، اما قسمت اعظم آن ناحیه اقتصادی و تجاری است ، ابریشم در این منطقه به وفور یافت می شود.
میرزا حسین فراهانی در سفرنامه خود در سال 1303 ق و پس از دیدن از لاهیجان چنین می نویسد :
محصول ولایت لاهیجان ابریشم و برنج است و حاصل ابریشم در قدیم بسیار بوده و خیلی هم ابریشم گران بوده است. از بیست سال قبل الی حال ابریشم بسیار کم و قیمت آن ارزان شده است و در بعضی قراء لاهیجان ابریشم را نیکو به عمل می آورند ، مثل سرشکه ، لفمجان و کیسم ( کیسم امروزه جزو شهرستان آستانه است) . ابریشم این قراء بهترین ابریشم گیلان است و تفاوت قیمت هم بسیار دارد و معامله برج لاهیجانی با قوتی است و هر قوتی چهار کیل است و هر کیلی یک من شاه و یک چارک بالاست که قوتی 9 من تبریز است به کیل جدید.
با نام و یاد خدا و تبریک آغاز سال جدید و به امید سالی سرشار از موفقیت...
نزدیک به ده روز از انتخابات گذشته و دیگر شور و حال همیشگی آن کاسته شده است البته با مصوبه مجلس درباره نوع تبلیغات انتخاباتی این دوره ، مثل همیشه نبوده است. و طبقه خاکستری یا همان قشر کم اطلاع جامعه که نامزد مورد نظر خود را معمولا از طریق پوستر و تراکتهای تبلیغاتی می شناختند ، این دوره مشکلات زیادی داشتند.
تفاوت دیگر انتخابات این دوره با دوره های قبل ، نبود پرده نوشته ها و بنرهای رنگارنگ تبریک به نماینده جدید ، بود. به طوری که هیچ کس و هیچ گروه و ارگانی در شهر حتی یک شبنامه هم در حمایت از وی پخش نکرد. و جالبتر اینکه هیچ وبلاگ و وب سایتی نیز مطلبی در باره او ننوشت. نماینده ای که در دوره تبلیغات به زحمت ستاد تبلیغاتی او در شهر دیده می شد .
نماینده ای که شاید امروز هیچ جایگاهی در بین مردم شهر نداردو حتی بسیاری از همکاران سابق او در سطح شهر نیز از او به عنوان چهره ای مثبت برای نمایندگی یاد نمی کنند ، اما او در اولین
نطق هایش پس از انتخاب ، خود را نماینده حوزه انتخابیه سیاهکل و لاهیجان معرفی می کند.
شاید به همین دلایل است که در شهر هنوز کسی باور آن را ندارد که او نماینده شهرشان است. سیاهکل را نمی دانم ، اما لاهیجان را که دیده ام و با مردم آن بوده ام. آنها چنین باور دارند.
شاید خیلی خوب نباشد که در ابتدای راه ، این گونه درباره او صحبت کنیم ، و مطمئناً مورد اعتراض واقع خواهم شد ، همانگونه که در ابتدای راه که هنوز هیچ نگفته و هیچ ننوشته ایم ، عده ای مردم شهرمان را انسانهایی حسود دانسته اند که وقتی پس از 30 سال وقتی یک نماینده از سیاهکل انتخاب می شود اینگونه به خود می پیچند.
اما به واقع این طور نیست. شخص آقای قاسمی به عنوان چهره ای اصوالگرا ، مورد لطف همه مردم شهر است و همچنین همیشه مردم سیاهکل را همیشه به عنوان بخشی از خاک شهر خودمان مورد احترام قرار داده ایم. و شاهد بارز آن این که سالها فرمانداران و بسیاری از مدیران شهر خود سیاهکلی بوده اند و این نشان دهنده این موضوع است که سیاهکل هرگز جدا از شهر لاهیجان نبوده است.
این انتخابات پیام مهمی نیز داشت. از مدتها قبل که سیاهکل به عقیده مردم خود همان شهر مورد بی مهری نمایندگان لاهیجان قرارداشت ، برآن شدند که نماینده ای را به مجلس بفرستند که خود هم درد شان بوده و بتواند عقب افتادگی شهر را جبران کند. پس از بررسی و تلاشهای بسیار شخصی را برگزیدند که احساس می کردند می تواند موفق باشد. سپس مهمترین رقیب او ، احمدیان ، رئیس حزب اعتماد ملی استان ، که می توانست شکننده رای او باشد ، تحت تاثیر همین جو استعفا داد تا فضا کلا به سود او باشد و در 24 اسفند شهر سیاهکل با اتحاد و هم دلی توانست آنچه را که می خواهد انجام دهد.
اما متاسفانه شهر لاهیجان دچار چند دستگی شد و از یک طیف و گروه چندین نامزد وجود داشت و این باعث سردرگمی رای دهندگان شد و نتیجه پخش شدن آرای شهر بین همه نامزدها.
ولی اگر یک مقداراز خودگذشتگی بین همین نامزدهای لاهیجانی وجود داشت امروز دیگر کسی به ما لقب حسود و نژاد پرست و ... نمی داد .
به هر حال به تمام مردم سیاهکل که با اتحاد خود توانستند به هدف خود برسند تبریک می گویم و برای آقای قاسمی ، نماینده مردم لاهیجان و سیاهکل در مجلس هشتم آرزوی موفقیت دارم.

یا مقلب القلوب و الابصار * یا محول الحول و الاحوال * حول حالنا الا احسن الحال