پس از شهید مهندس انصاری ، اولین ساتاندار بومی گیلان پس از انقلاب که اهل شهرستان رودسر بود، برای دومین بار طی سه دهه گذشته حدود شش ماه پیش ، مهندس روح الله قهرمانی ، یکی دیگر ازفرزندان استان گیلان که اهل رودسر می باشد، سکان مدیریت عالی استان در دولت نهم را برعهده گرفت.
با مرور به سوابف مدیریتهای اجرایی در استان و نسبتهای آنها با برخی از شهرستانها بویژه در سالهای اخیر ، آنچه بیش از همه بیشتر مورد توجه قرار می گیرد وزن و سنگینی تعداد مدیران یک شهرستان بر مسند هدایت اجرایی گیلان است.
هرچند ریشه این نسبت از سالهای اول انقلاب به واسطه حضور برخی چهرهای مبارز و انقلابی از منطقه رودسر و قرار گرفتن آنها در راس برخی مدیریتهای حاکمیتی و اجرایی به واسطه نزدیکی با مدیران ارشد کشور برمی گردد. با یک بررسی سر انگشتی ، هم اکنون سهم مدیران گیلان که زادگاهشان رودسر و بخشهای تابع و یا املش که در عرف آن را نیز به واسطه تاریخ ، فرهنگ و تقسیمات جغرافیایی گذشته ، متعلق به رودسر می دانند ، چیزی حدود 50 مدیرکل ، روسای واحدها ، معاونین ، و مدیران ستادی در سطح استان گیلان ، به جز ادارات شهرستانی ، در این مقطع از زمان، روسری هستند ، البته انتصاب بسیاری ازآنان هیچ ربطی به استاندار فعلی ندارد و پیش از منصوب شدن قهرمانی به این سمت دست یافته اند.
در این میان به عنوان مثال از استاندار گیلان ، فرماندار رشت ، شهردار رشت ، رئیس دانشگاه آزاد رشت ، مدیر کل ارشاد استان ، مدیرکل کمیته امداد ، مدیر عامل آب و فاضلاب روستایی ، مدیر کل محیط زیست ، مدیر کل شیلات ، فرمانده سپاه استان ، مسئول دفتر استاندار ، مدیر کل اوقاف و امور خیریه ، مدیر کل تعاون روستایی و ... ، اهل این شهرستان و مناطق تابعه هستند.
البته اگر وابستگی های سببی از ناحیه همسر برخی مدیران را هم در نظر بگیریم ، تعدادی ، همسران آنان نیز رودسری اند.
بیان این مطلب نادیده گرفتن شایستگی ها و توانمندی های این افراد نیست، بلکه اشاره به پیشگیری و نوعی آسیب شناسی است که در حوزه مسائل مدیریتی سیاسی و امنیتی استان می تواند نقش به سزایی داشته باشد.
سنگینی وزن بهره برداری از مدیران یک ناحیه از جغرافیای گیلان ضمن آنکه ممکن است این انتصابات اتفاقی و بدون در نظر گرفتن هویت های بومی و محلی افراد باشد ، اما موجب می شود تا در حوزه مدیریت ، نیروهای سایر مناطق استان نتوانند در اداره محیط زندگیشان و عرصه خدمت گذاری ، ایفای وظیفه کرده و فرصت نیز از آنها و استعدادهای دیگر گرفته می شود. ضمن آنکه یکی از چالشها و خطرات احتمالی نگرش و انتخاب مدیریتهای قومی و محلی ، بستر سازیهای نا محسوس در نوع مدیریت محفلی است که مس تواند برای آینده نظام مدیریتی خطرناک باشد ، زیرا از بین این مدیران ، هستند افرادی که حتی سابقه یک روز کارمندی در پست عالی مدیریت عالی آن دستگاه را نداشتند و تنها به واسطه برخورداری از وابستگی های خزبی ، گروهی و محفلی به این موقعیت دست پیدا کرده اند. جدا از این بحث با نیم نگاهی به حضور این نوع مدیریتها به خوبی می توان به نگاه خاص مدیران ارشد دستگاههای اجرایی به موقعیت های زادگاهشان پی برد که حتی این امر از جذب نیرو ، انتصاب مدیران پایین دست تا گرایش به سمت ارائه تسهیلات و اعتبارات به سوی شهرستان و زادگاهشان ، مشهود است.
اینک در آستانه برخی تغییرات دیگر برای ترمیم مدیریت های اجرایی گیلان قرار داریم و زمزمه ها ،خبر از انتصاب برخی مدیریتها ، حتی در عرصه معاونت عمرانی استانداری از افرادی اهل شهرستان رودسر خبر می دهد، پیشنهاد می شود تا با بازشدن دایره استفاده از مدیران سایر نقاط گیلان ، فرصت برای نوآوری و شکوفایی سایر استعدادهای گیلان که در مناطق دیگر بالقوه وجود دارند ، فراهم شود.
در این مقطع سهم مدیریتی و حسابرسی دقیق استاندار گیلان برای ایجالد فرصت به سایر استعدادهای استان ، امری ضروری و غیر قابل انکار است.
یونس رنجکش – مدیر مسئول روزنامه استانی معین
مدتی بود به خاطر تعدد کاری خیلی فرصت گشت و گذار در سطح شهر را نداشتم. اما امروز این فرصت نصیبم شد و ساعاتی را در سطح شهر زیبای لاهیجان به گشت مشغول شدم.
در میانه راه ، به دیوار نوشته هایی از حدود چهار سال پیش برخوردم که خاطرات بسیاری را برایم زنده می کرد.
دیوار نوشته هایی جالبی بود " یا مرگ یا ندیمی " و " ندیمی 100 % "
آن روزهای داغ شهر لاهیجان ، پس از انتخابات ، هر روز یه شایعه در شهر می پیچید. همگان منتظر بودند ببیند آخر کار به کجا خواهد رسید. تایید یا ابطال ؟! بعضی ها این احتمال را می دادند که ممکن است چند صندوق باطل شود و قضیه تمام شود ، اما ... بالاخره نتیجه مشخص شده بود : ابطال.
آنقدر تخلف زیاد بود که ابطال کل صندوقها تنها راه نجات شهر بود. اما تازه فشارها شروع شد.
ندیمی از معدود مجلس ششمیانی بود که قرار بود به مجلس هفتم راه پیدا کند ، اصلاح طلبان نیز به او احتیاج داشتند و او را مهره ای با ارزش قلمداد می کردند ، بنابراین از هر حربه ای برای تایید او و شهر استفاده کردند. بالاخره نامه رئیس جمهور و رئیس مجلس وقت نتیجه داد و نتیجه انتخابات شهر به همراه شش شهر دیگر به دست رهبری رسید و ایشان با درایت خاص خود ، حکم به تایید دادند و شورای نگهبان و همه مردم ، حکم ولایی رهبر را پذیرفتند و ندیمی را راهی مجلس هفتم کردند.
البته بنده هنوز هم اعتقاد دارم که تنها اشتباه ندیمی در هشت سال گذشته ، تخلفات روز انتخابات مجلس هفتم بود ، زیرا آنچه بدیعی بود این بود که وی با رای سالم مردم هم به مجلس راه می یافت
مجلسی که شاید کسی باور نمی کرد برای ندیمی پایان راه باشد.
ندیمی که در انتخابات مجلس ششم ، در رقابت با خشنود عزیزی ، نامزد سیاهکلی انتخابات در دور دوم با اجماع مردم لاهیجان به مجلس رفته بود در دوره هفتم رقیبی جدی نداشت ، و زلفی در حدی نبود که بتواند در مقابل او بایستد.
ندیمی در مجلس راهی جدید را آغاز کرد. و نشان داد که نماینده بی نام و نشان یک شهر کوچک می تواند فعال و پر تلاش باشد .برای مردم دیدن نماینده شهرشان در برنامه های زنده تلویزیونی هیجان بسیاری داشت . صحبت درباره بودجه ، اقتصاد و ... ، اینها همه آن چیزی بود که ندیمی را می توانست با رای سالم مردم به مجلس هفتم بفرستد اما طمع و ترس باعث شد او به راهی دیگر برود ، راهی که امروز باعث از میان رفتن او و آمدن چهره ای جدید به نام یوسف قاسمی شد.
ندیمی را از یک لحاظ تحسین می کنم ، فکری بسیار به روز داشت ، از هر فرصتی نهایت استفاده را می برد و در امر تبلیغات بسیار حرفه ای بود . ندیمی هر چه بود ، خوب و بد ، راست و چپ ، پر تلاش بود و یا شاید خود را اینگونه نشان می داد.
انسانی کاملا سیاسی که تمام جهات و برنامه ها و اهداف گروهها و تشکلها را می دانست و از تمام چالشها برای خود فرصت می ساخت. همین اواخر حتی مصوبه دولت را نیز به نام خود به مردم شناسانده بود.
هر چند خیلی با ندیمی و افکار و کارهایش هم عقیده نیستم و از دو طیف و جناح کاملا متفاوتیم اما امروز از او قدردانی می کنیم به خاطر تمام کارهایی که برای شهر انجام داد و نداد.
او هشت سال نماینده شهرمان بود و امروز همه مجلس گیلان را به نام ندیمی می شناسند .
اما این روزها متاسفانه همه آنهایی که از نردبان او به پست و مقام رسیده اند ، به او پشت کرده اند و خود او نیز روزهای ساکتی را تجربه می کند.
سلام به همه دوستان و همشهري هاي عزيز. براي امروز نقشه شهر لاهيجان و رشت رو براتون آماده كردم كه مي تونين تو موبايل ازش استفاده كنين .
لاهيجان : دانلود - با حجم 150KB
رشت : دانلود حجم 290kb
پسورد :www.mihandownload.com کاملا به صورت کوچک وارد کنید!
هفته پيش برنامه چراغ خاموش براي اولين بار از يكي از استاندارن كشور دعوت به عمل آورد و استاندار گيلان براي اولين بار در يك برنامه سراسري پاسخ گوي سوالات مجري برنامه بود.
از عصر همان روز ، زير نويس برنامه هاي شبكه اول ، نشان از دعوت مهندس قهرماني استاندار گيلان بود ، كه آن هم در نوع خود جالب توجه بود و باعث حساسيت بينندگان مي شد.
اما برنامه با آرامش خاصي آغاز شد اما كم كم سوالها از روال عادي خود خارج شد.
برنامه به شكل كاملا برنامه ريزي شده اي بر عليه استاندار ، پيش مي رفت. انگار كه از قبل براي چنين برنامه اي هماهنگ شده بود. به بيننده چنان القا مي كردند كه استانداري كاملا ضعيف در دولت وجود دارد و مردم استان همه از او نالانند.
پروژه ها خوابيده ، مسائل و مشكلات بسيار در استان وجود دارد !!!!
گزارشگر برنامه در يك روز تعطيل عيد به قسمتي از طرح ملي آزاد راه رشت قزوين رفت و از كندي كار گزارش تهيه كرد .
سوالاتي كه به دفتر استاندار فكس شده بود هيچ كدام روز برنامه از او پرسيده نشد.
اصلا ماهيت برنامه پيگيري طرح هاي مصوب دولت در استان بود ، اما چيزي از آنها پرسيده نشد.
همه اينها نشان از آن مي داد كه هدف فقط تخريب است. اما چرا؟؟؟
قهرماني ، معاون استانداري گيلان در دولت هاشمي ، و معاونت عمراني استانداري مازندران در دولت خاتمي ، و استاندار گيلان در دولت احمدي نژاد ، هرگز فردي سياسي نبوده و به دور از باند بازي ها و سياسي كاريها ،هميشه به فكر عمران و آبادي استان خود بوده است.
آري ، امروز پس از سالها ، يك مدير گيلاني دلسوز بر مسند قدرت نشسته كه مي توانست مانند بسياري از تحصيل كرده هاي گيلاني به خارج از استان برود ، اما او ايستاد و مبارزه كرد. آن روز كه با هزاران افترا و شب نامه ، او را از استان فراري دادند ، او رفت اما مي دانست كه دوباره خواهد آمد .
از تلاش دست نكشيد و ادامه داد . وقتي دوباره بازگشت همانهايي كه او را تخريب مي كردند و باعث رفتنش بودند دوباره آمدند و اينبار به عنواني ديگر . آنها خود را دوست او مي دانستند و مي خواستند ياور او باشند . ولي باز هم او از احزاب و گروه ها فاصله گرفت و دست به سوي دلسوزان واقعي استان دراز كرد و با كمك آنها در 6 ماه گذشته پيشرفتهاي بسياري در استان بوجود آمد.
بن بست شوراي شهر در انتخاب شهردار ، كه تا آستانه منحل شدن شورا پيش رفت ، با درايت او ختم به خير شد.
در حادثه برف زمستان ، آنقدر پرتلاش بود كه به همه ثابت شد با مديريت صحيح مي توان در مقابل مشكلات ايستاد. مشكلي مشابه كه در سال 83 هم اتفاق افتاد البته در سطحي كمتر ، اما استاندار بي لياقت آن روز ، حتي نتوانست شهرداران را به شهرشان بفرستد تا شايد اندكي از مشكلات را حل كند. جالب آنجاست كه همان شخص كه با مديريت غلط خود چنان بحراني شهرهاي رشت و آستانه و لاهيجان بوجود آورده بود ، از سوي دولت متبوع خود تشويق مي شود !! و مديريت صدا و سيماي وقت نيز با سانسور كامل خبري ، وضعيت را فوق عادي بر مي شمارد.
قهرماني ، امسال يكي از سالمترين و به دور از بازي هاي سياسي ،آرامترين انتخابات چند سال اخير را در استان برگزار كرد و با تعاملي كه با هيئت هاي نظارتي شوراي نگهبان در استان بوجود آورده بود ، توانست برگي ديگر به افتخارات خود بيفزايد.
اما چون در مقابل باندهاي استان ايستاد ، بايد جريمه مي شد. اوج اين جريان از روزي بود كه مدير كل صدا و سيماي استان را بركنار كرد. حسيني نيز به تهران رفته و با كمك دوست هميشگي خود ، سلطاني فر ، استاندار سابق گيلان و از اعضاي برجسته حزب اعتماد ملي ، اقدام به تخريب چهره او كردند. با نفوذ در برنامه چراغ خاموش توانستند جو را عليه قهرماني ايجاد كنند ، همزمان بسياري از وبسايتها و وبلاگها نيز به تاسي از آن برنامه چشم خود را بر تمام واقعيات بستند و يك صدا برعليه او فرياد زند ، ولي حق هميشه پيروز است.
قهرماني تا به امروز به عنوان مديري كاملا اجرايي ، به دور از گروههاي سياسي ، تنها هدف خود را خدمت به استان ،كشور و نظام قرار داده و ملت هميشه قدر شناس گيلان نيز قدر تمام تلاشهاي او را مي دانند و اينگونه تبليغات منفي انشالله هيچ گونه تاثيري در نوع تلاشها و خدمات اوبه مردم استان ندارد.