حسن کربلایی، سرپرست دفتر نظارت شورای نگهبان استان گیلان ، یکشنبه در جمع ناظرین لنگرود حضور یافت و طی سخنانی به حمایت از دولت نهم و دکتر احمدی نژاد پرداخت.
کربلایی در این سخنان ، دکتر احمدی نژاد را فردی بسیجی ، فعال و ریسک پذیر نامید و از مهمترین ویژگی های او را مکتبی بودنش معرفی کرد.
سرپرست دفتر نظارت استان همچنین در ادامه سخنان خود به انتقاد از کسانی پرداخت که به تخریب چهره های سرشناس اصولگرایان ، از جمله آیت الله مصباح و رئیس جمهور می پردازند.
قسمت اول وقایع : http://lahijan7.blogfa.com/post-95.aspx
قسمت دوم وقایع : http://lahijan7.blogfa.com/post-96.aspx
سخنراني تعداي از عناصر وابسهه به جريان سياسي دوم خرداد و برخي دست اندر كاران مطبوعات در جمع دانشجويان و معترضين به تدريج تحركات دانشجويان را به سمت و سوي ديگر منحرف كرد.
صبح روز 19 تير ماه به دعوت انجمن اسلامي دانشگاه در مقابل درب اصلي دانشگاه تجمعي برگزار شد مطالب مطرح شده در اين تجمع بر احساسي شدن فضا افزود. در آن روز اطلاعيه اي از سوي شوراي صنعتي دانشكده حقوق مطرح شد و در آن نام 13 شهيد با اسم و مشخصات خواند شد و عضو شوراي دفتر تحكيم از مسئولين خواست تا جنازههاي شهدا را تحويل بدهند و امنيت تشييع جنازه را نيز تامين كنند اين در حالي بود كه شوراي علي امنيت ملي بارها اعلام كرد كه در حاثه تنها يك نفر كشته شده و آن يك اقسر وظيفه نيروي انتظامي بوده نه دانشجو.!!!!

در اين ميان نقش روزنامه ها و سايتهاي خبري ضد انقلاب و اصلاح طلب نيز بسيار پررنگ بود.
خبرگزاري ايرنا به عنوان خبرگزاري رسمي كشور چنين نوشت:
" يكي از دانشجويان مجروح به نام سهرابيان قهرمان قايقراني بوده است."
البته خبر كشته شدن وي نيز مطرح و در اعلاميه تحكيم از او به عنوان شهيد نام برده شد اما توسط او تكذيب شد و اعلام كرد كه هرگز آن شب در كوي نبوده است.
خبرگزاري ايرنا ساعت 14/23 روز 18 تير ماه : " دانشجويان شهيد زنده ايد زنده ايد".
حدود ساعت 16: " دانشجوي مبارز شهادتت مبارك"
روزنامه نشاط:" حركت خشونت بار نيروي انتظامي عليه دانشجويان به كشته شدن چند دانشجو منجر شد"
روزنامه خرداد: " كتك كاري انصار با حمايت ويژه نيروي انتظامي صورت مي گيرد"
صبح امروز : " گارد آهنين سحرگاه با ميله گرد آمد"

گروهك منافقين در فراخواني از همه خواست خود را بخ دانشگاه برسانند . در قسمتي از اين فراخوان آمده است : " با درود بي پايان به دانشجوياني كه در كوي دانشگاه تهران در برابر مزدوران رژيم سينه سپر كردند و شعار مرگ بر استبداد و زندا باد آزادي را سر دادند و با درود آتشين به دانشجويان آزاده اي كه صداي خشم ملت ايران را به گوش همگان رساندند توجه نيروهاي دانشجو را به اين رهنمود ها جلب مي كنيم... تا به دست آوردن تمامي خواسته هاي خود دست از تحصن و اعتراض برنداريد و بر خواسته هاي خود پافشاري كنيد."
در حادثه كوي دانشگاه به دليل زياده خواهي برخي جريانهاي سياسي و نيز آتش بياري مطبوعات كه با اخبار متناقض شايعه پراكني و طرح اتهامات واهي فضا را به شدت مسموم كرده بودند عناصر معاند و فرصت طلب زمينه را مهيا ديده و اقدامات آشوبگرانه و براندازانه به بهانه حمايت از مطبوعات و خونخواهي دانشجويان آغاز شد.
اما پس از تمام اين كش و قوس ها برنده اصلي تمام اين اختشاشات سرانجام ملت قهرمان ايران بود كه در روز 23 تير ماه 78 در حماسه اي بزرگ و تكرار نشدني ، حمايت خود را از نظام ، كشور و رهبر خود اعلام كردند و آبي شدند بر تمام آتشهايي كه عده اي فرصت طلب ايجاد كرده بودند.
سخنان رهبر انقلاب به دانشجويان :
« حرف من اين است كه مراقب دشمن باشيد دشمن را خوب بشناسيد مبادا از شناسايي دشمن غفلت كنيد غريبه هايي كه خود را در لباس خودي در همه جا داخل مي كنند اينها را بشناسيد دستهاي پنهان را ببينيد..... اگر عده اي نفوذي خواستند از فرصتي استفاده كنند و از آب گل آلودي ماهي بگيرند وارد اجتماع دانشجويان شدند و شعارهايي درست كردند و حرفهايي زدند خيال نكنند كه ما اشتباه خواهيم كرد. نه ما اشتباه نخواهيم كرد... دانشجو فرزند ماست دانشجو متعلق به ماست متعلق به اين كشور است دشمن است كه مي خواهد با دانشجو يا با نام نفوذ در ميان دانشجو فساد و تباهي كد خود دانشجويان بايستي هوشيارانه متوجه باشند. »
قسمت اول وقایع :http://lahijan7.blogfa.com/post-95.aspx
آغاز اختشاشات : برخورد با روزنامه متخلف به دليل چاپ نامه محرمانه شايد امري محتمل بود ولي آنان كه اين نامه را به سلام سپردند حفاظ امنيتي بيشتري براي آن متصور بودند و به اين خيال كه سابقه مدير مسئول سلام مي تواند از اجراي قانون درباره او جلوگيري كند! اما چنين نشد و روزنامه آقاي موسوي خوئيني ها توقيف شد.
درپي توقيف سلام و تصويب قانون مطبوعات كه ضربه سنگيني براي تجديدنظر طلبان محسوب مي شد تهديدها و هشدارهاي حزبي شروع شد . و شايد به دليل همين پيشگويي ها بود كه وزارت اطلاعات براي جلوگيري از هرگونه تنش شكايت خود را از روزنامه سلام پس گرفت و خبر آن ساعت 21 پنج شنبه 17 تير اعلام شد. با وجود آن كه صداو سيما خبر پس گرفته شدن شكاي وزارت اطلاعات را از روزنامه سلام را به دليل « جلوگيري از هرگونه تنش » اعلام كرد ،حدود 20 الي 30 نفر از اعضاي يك تشكل دانشجويي خاص در خيابانهاي داخل كوي دانشگاه شروع به راهپيمايي نموده و شعارهايي را برعليه نمايندگان مجلس سر مي دادند. اين عده پس از حدود 1 ساعت تعدادشان به 150 نفر رسيد شعارهايي چون « طرح سعيد امامي ،ملغي بايد گردد » ، « مجلس فرمايشي ، انحلال انحلال » و « مرگ بر استبداد » را فرياد مي زدند.
سردمداران راهپيمايي كه از حضور دانشجويان مايوس شده بودند و حتي به دليل قرار داشتن در فصل امتحانات از سوي عده اي از دانشجويان مورد اعتراض واقع شده بودند مسير خود رابه سمت بيرون كوي و خيابان كارگر شمالي تغيير دادند و هيچ مقاومتي نيز از سوي انتظامات كوي دانشگاه صورت نگرفت ، اما به محض آنكه از درب كوي خارج شدند از سوي يكي از مسئولين كوي با پاسگاه يوسف آباد تماس گرفته مي شود تا براي جلوگيري از اخلال در نظم عمومي در محل حاضر شوند.
بعد از حضور نيروي انتظامي معترضين به داخل كوي رفتند اما حدود 30 نفر در خيابان ماندند و همچنان به شعار عليه نيروي انتظامي پرداختند. حدود ساعت 12 شب تعدادي از سربازان نيروي انتظامي براي راندن معترضين به داخل كوي به آنها حمله كردند معتضرين به كوي رفته اما باز به داخل خيابان آمده و اين عمل چندبار تكرار گرديد تا آخرين مرحله يكي از سربازان به دست آنها اسر گرديد و از ناحيه سر و صورت مورد هجوم واقع شد اما با وساطت چند نفر ديگر آزاد شد.
پس از اين مرحله سربازان نيروي انتظامي از مقابل كوي دور شدند و همزمان سنگ پراكني و سردادن شعار از سوي افراد مجهول به بهانه هواداري از يك تشكل دانشجويي آغاز شد.
حضور دوباره نيروي انتظامي و سپس افرادي با لباس شخصي كه تعداي با ظاهر حزب اللهي و وجه اما با نيتي ديگر در ميدان درگيري حاضر شده بودند حساسيت بيشتر دانشجويان را برانگيخت و در ميان آنها كساني فرصت طلب براي رسيدن به اهداف خود به روشن كردن آتش و پرتاب شيشه هاي آتش زا به وسط خيابان كارگر شمالي پرداختند.
نكته جالب توچجه اين بود كه در شب حادثه در كوي دانشگاه حدود 70 نفر ميهمان غير دانشجو ! حضور داشت از آنجا كه بسياري از اقدامات را نمي توان از طرف دانشجويان دانست بايد نقش آن 70 نفر را براي پي بردن به علل حادثه بررسي كرد. به خصوص اينكه يكي از دو دفتر ثبت نام ميهمانان نيز پس از حادثه مفقود شد !!!!!!!
در اين كش و قوس عده اي ناگهان با شعار يا زهرا و حمايت از رهبري به ده خوابگاه حمله برده و به ضرب و شتم دانشجويان پرداختند.
صبح روز 18 تير روز ديگري بود.
با زمينه سازي و قانون شكني عده اي وابسته به يك تشكل خاص و خود سري و بي تدبيري نيروي انتظامي ، فاجعه اي شكل گرفت كه موجب تاسف و تاثر همگان شد.
البته در اين ميان نبايد از نقص عناصر لباس شخصي گذشت اين عده به ظاهر انقلابي و مذهبي به عنوان آتش بيار در ميدان عمل كردند و در تحريك اغتشاش گران و نيروي انتظامي نقش عمده را ايفا كردند بي ترديد بررسي دقيق اين عناصر زواياي پنهان حادثه را روشن مي كرد كه به لطف خدا اين اتفاق با دستگيري تعداي از نيروهاي تجديد نظر طلب و ملي مذهبي در آخرين روزهاي سال 1379 اسرار پشت پرده اين وقايع را تا حدودي معلوم كرد.
دادگاه انقلاب پس از دستگيري اين افراد در اطلاعيه خود آورده است:
« ... عناصر به اصطلاح ملي مذهبي در جلسه اي در تير ماه 79 در منزل يكي از دستگير شدگاه برگزار شده بود راه حل شورش و انفجار، براي ادامه حركت براندازي آرام مطرح مي شود. با تحقيقات انجام شده مطالب جديدي در خصوص مسائل پشت پرده فتنه تيرماه 78 بدست آمده كه در اطلاعيه هاي بعدي افشا خواهد شد. »
همچنين در دومين اطلاعيه دادگاه انقلاب در اين رابطه آمده است :
« متهم ديگري اعتراف مي كند كه براي بدبين كردن مردم به حاكميت ديني فردي را در نيروهاي منتسب به حزب الله نفوذ داده تا براي ايجا تشنج به اقدامات تهديد آميز و حملات فيزيكي تحريك نمايد»
« متهم ديگري در اين باره اعتراف مي كند : " كار ما نفوذ در دانشجويان و هدايت آنها به سمت راديكاليسم (تندروي ) بوده ". متهم تاكيد مي كند: " در لايه هاي عميق تر كار من و ديگر گروههاي وابسته به ائتلاف حركت به سمت خشونت و اقدام مسلحانه بود است. " »
يكي ديگر از متهمين حادثه كوي به نقش خود در روز 21/4/78 اعتراف مي كند و مي گويد : " من در سنگ پراني ها شركت داشتم و يكي از اعضاي حزب ملت كه اسم مستعار داشت با موبايل گزارش درگيري ها را لحظه به لحظه به راديو ضد انقلابي لوس آنجلس گزارش مي داد. عده اي نيز كه نقاب بر سر داشتند و ماشين هاي نيروي انتظامي را به آتش مي كشيدند. »
عزت الله سحابي از فعالان ملي و مذهبي در نامه اي كه به دختر خود نوشته بود به اين امر اعتراف مي كند كه :
" اگر مردمن بفهمند كه من به يك جوان به ظاهر حزب اللهي پول داده ام تا در جهت مقاصد و نيات من عمل كند آيا براي من آبرويي باقي مي ماند؟ "
پس از 9 سال از واقعه 18 تير ، دلايل و علل گوناگوني براي آن ذكر شده است. خيلي ها اين روز را گرامي مي دارند و خيلي ها نيز از آن به عنوان روزي نحس براي كشور ياد مي كنند.
ما نيز تصميم داريم در اين وبلاگ به چرايي و چگونگي اتفاقات آن روزها بپردازيم . اميدواريم كه بتوانيم در شفاف سازي و روشن كردن ذهن خوانندگان موثر واقع شود.
قتلهاي زنجيره اي آغازي براي تحركات جديد: سعيد امامي (اسلامي) يكي از مظنونين چهار قتل سياسي بود كه توسط چند عضو خود سر و منحرف وزارت اطلاعات در سال 1377 انجام شده بود. هرچند نقش او هرگز در قتلها به اثبات نرسيد اما روزنامه هاي زنجيره اي وي را يكي از متهمان اصلي آن پرونده معرفي كردند. ، تا نقش اعضاي اصلي قتلها كه از نظر فكري به جناح سياسي موسوم به دوم خرداد گرايش داشتند پنهان بماند.
سخنان روح الله حسنيان كه در طول آن مدت بارها توسط شخصيتهاي كليدي دوم خرداد و روزنامه هاي آنها مورد حمله قرار گرفت در باره قتلها و غوغاسالاري ها چنين گفت:
«بعد از اثبات بيگناهي گروهي كه اخيرا دستگير شد( كه همسر سعيد امامي نيز از آن جمله بود) جريان شكنجه اينها روشن شد. ماجرا از اين قرار بود كه در ماه رمضان خبر آوردند كه دو نفر از متهمين قتلهاي زنجيره اي در بيمارستان بقيه الله در حال مرگ هستند. به هر حال موضوع به دفتر مقام معظم رهبري رسيد و از آنجا با آقاي هاشمي شاهرودي رئيس قوه قضاييه مطرح شد.... وتي اين مسئله روشن شد من در يك سخنراني در مشهد اعلام كردم كه افراد دستگير شده بي گناه هستند و بازجوهايي كه از طرف دولت تعيين شده اند ، از جانب سعيد حجاريان هستند و قتلها يك توطئه است و جريان رسيدگي نيز يك توطئه است....
شبي در حضور نزديك به 30 نفر از دوستان من بود كه يكي از وزراي كابينه از قول آقاي خاتمي پيام آوردند كه آقاي خاتمي سلام رساندند و خواهش كردند كه در اين ماجرايي كه كشف شده شما سكوت كنيد و من هم از طرف ديگر از آنها – منظور روزنامه ها – مي خواهم فيتيله بحث قتلها را پايين بكشندو اين مسئله را خودم پيگيري و حل مي كنم. »
توقيف روزنامه سلام: پس از جريان بحث براگيز قانون مطبوعات كه در مجلس تصويب مي شد و روزنامه ها را به تحريك واداشته بودروزنامه سلام براي متوقف كردن تصويب طرح در اقدامي عجيب با درج نامه محرمانه وزارت اطلاعات در صفحه اول خود طرح اصلاح قانون انتخابات را دستوري از جانب سعيد امامي دانست.
دست اندركاران روزنامه سلام و همكاران پشت پرده آن چنان از تصويب اين طرح نگران بودند كه بدون تامل در محتواي نامه مذكور ، آن را منتسب به سعيد امامي دانستند و مضمون آن را دفاع از اصلاح قانون دانستند در حالي كه محتواي نامه برخلاف آن بود.
در نامه اي كه روزنامه سلام منتشر كرد درباره قانون مطبوعات آمده بود :
«اصلاح قانون مطبوعات فعلي (مصوب 1364) جوابگوي نياز كنوني نيست...»
روزنامه سلام بدون تامل در مفاد نامه در حركتي عجولانه آن را منتشر كرد . اين حركت سلام بيشتر شبيه به ك سفارش سياسي بود تا اطلاع رساني .
وزير اطلاعات وقت ، آقاي يونسي ،يك روز پس از درج نامه محرمانه در روزنامه سلام با ارسال نامه اي به رئيس مجلس نكاتي را متذكر شد.
«... نامه مربوط به سعيد اسلامي(امامي) نبوده ،بلكه نامه از حوزه مشاورين وزير خطاب به وزير ارسال شده . موضوع نامه نيز مربوط به اصلاح قانون مطبوعات نيست...اصل پيشنهاد در راستاي تحقق سياستهاي دولت مي باشد كه سلام با حذف صدر و ذيل نامه ،صرفا استفاده جناحي و سياسي نموده است ... »
وزير اطلاعات همچنين در جمع خبرنگاران نير گفت : « سندي كه روزنامه سلام منتشر كرد در حقيقت يك نوع سرقت بود كه نبايد چنين كاري صورت مي گرفت.»
حزب نيمه دولتي مشاركت پس از توقيف روزنامه متخلف سلام در بيانيه اي از برنامه آينده طرفداران خود خبر داد و اعلام كرد : «اصرار بر توقيف سلام مي تواند عواقب و پيامدهاي زيانباري را درپي داشته باشد. »آ»آآآ»
و اين تهديد سرآغازي بود براي حوادث كوي دانشگاه.....
بعد از نزديك به يك ماه از پايان مجلس هفتم ، تنها سه تن از 13 نماينده استان به مجلس هشتم راه يافتند. و از 10 نفر باقيمانده 8 نفر موفق به كسب حد نصاب آراي حوزه انتخابيه خود نشدند ، يك نفر كه اصلا ثبت نام نكرد و يكي هم صلاحيتش رد شد.
اما حتما براي همه ما جالب خواهد بود كه بدانيم نمايندگان سابق استان ، بعد از پايان عمر نمايندگيشان ، چه مي كنند.
خانم تحريري نيك صفت ، نماينده سابق رشت و عضو كميسيون آموزش مجلس هفتم ،اين روزها تنها در دانشگاه آزاد رشت مشغول به تدريس مي باشد ، البته شنيده ها حاكي از آن است كه در آينده اي نزديك يكي از معاونتهاي وزارت آموزش و پرورش به وي خواهد رسيد.
دكتر صادق زاده ، نماينده اصلاح طلب مردم رشت و عضو كميسيون صنايع و معادن مجاس هفتم را شايد بتوان تنها كسي دانست كه مشكلي از بابت شغل ندارد.
وي در حال حاضر دبيركل نظام صنفي رايانه اي ( بزرگترين نظام صنفي فناوري اطلاعات كشور) را بر عهده دارد ،هرچند گفته مي شود او از گزينه هاي دولت براي استانداري خراسان رضوي نيز بوده ، اما پيشنهاد مشاوره وزارت دفاع و صنايع را قبول نكرده است.
دكتر صادق زاده همچنين رئيس كميته مخابرات مجمع تشخيص مصلحت نظام و استاد دانشگاه خواجه نصير نيز مي باشد.
حجت السلام مجتبي مودب پور ، نفر اول انتخابات مجلس هفتم از شهر رشت ، اخبار چنداني از وي در دست نيست ، او كه اصلا در انتخابات مجلس هشتم حاضر نشد نام نويسي كند بعيد به نظر مي رسد كه در دستگاههاي دولتي به كار گرفته شود.
محمد علي حيدري نماينده سابق لنگرود ، كه پيش از اين دبير آموزش و پرورش بوده خبر از تقاضاي بازنشستگي داده و گفته فعلا مي خواهم استراحت كنم.
حكيمي نماينده مردم رودبار در مجلس هفتم و عضو كميسيون اقتصادي به عنوان مدير عامل گروه كارخانجات صنعتي و معدني ايران ،مشغول به كار شده است.
حق شناس نماينده فراكسيون اقليت در مجلس هفتم نيز اين روزها دوباره مشغول به تدريس در دانشگاه شده و جديدا نيز به عنوان مشاور مدير عامل بنادر و كشتيراني كشور معرفي شده است.
وي پيش از نمايندگي مجلس ، مدير كل بنادر و كشتيراني بندر انزلي بود.
ناصر عاشوري نماينده سابق مردم فومن و شفت نيز مدير عامل شركت آتيه دماوند شده است.
شاپور مرحبا نماينده مردم آستارا نيز در پاسخ به اين سوال كه پس از پايان دوره نمايندگي به چه كاري مشغول شده ايد چنين بيان داشته كه كارمند وزارت كشور هستم و همچون سربازي براي نظام ، هرجا كه صلاح بدانند ،مشغول به ادامه فعاليت خواهم شد.
صادق دقيقي نماينده مردم آستانه نيز همچون دوره نمايندگي اش كه دوره اي سرشار از سكوت بوده ، اكنون نيز در سكوت به سر مي برد . احتمال زياد او در آينده به كار طبابت مشغول خواهد شد.
ايرج نديمي ، نماينده مردم لاهيجان و سياهكل و مخبر كميسيون اقتصادي در مجلس ششم و نائب رئيس كميسيون اقتصادي در مجلس هفتم و يكي از خبرسازترين نمايندگان مجلس ، هر روز اخبار جديد از وي به گوش مي رسد.
نديمي با حكم هاشمي ،سرپرست وزارت كشور ، مشاور وزارتخانه شد است ، اما اين روزها خبر از احتمال استاندار شدن او در بوشهر به گوش مي رسد كه البته هنوز به طور رسمي تاييد نشده است.
خود نديمي در اين باره مي گوييد : اهل باند بازي نيستم و تنها برايم اين مهم است كه به مردم خدمت كنم.
سه نماينده ديگر استان ،اسدالله عباسي نماينده مردم رودسر و املش ، بهمن محمد ياري نماينده مردم تالش ،ماسال و رضوانشهر و سيد كاظم دلخوش نماينده مردم صومعه سرا ، توانستند براي دومين بار به مجلس راه پيدا كنند.
گر شورای نگهبان ز حکمت ببندد دری / دولت ز رحمت گشاید در دیگری
امروز در سایتهای مختلف خبر از انتخاب ایرج ندیمی ، نماینده سابق لاهیجان به عنوان استاندار بوشهر نام برده شد.
متن خبرگزاری خلیج فارس را بخوانید:
پیام عسلویه: در حالی که هنوز نمایندگان استان بوشهر بر انتخاب گزینه ای بومی برای تصدی استانداری بوشهر اصرار دارند و تا کنون نتوانسته اند وزارت کشور را نسبت به این موضوع متقاعد کنند، از وزارت کشور گزارش می رسد که این وزارتخانه «ایرج ندیمی» نماینده اصلاح طلب مردم لاهیجان در دوره های ششم و هفتم مجلس را به هیات دولت معرفی کرده است.
براساس این گزارش قرار است امروز (سه شنبه) پرونده استانداری بوشهر در هیات دولت مطرح و مراحل نهایی انتصاب ندیمی بررسی و طی گردد.
گفتنی است ایرج ندیمی در دوره های ششم و هفتم مجلس عضو و نائب رییس کمیسیون اقتصاد بوده است.
نماینده مردم لاهیجان و سیاهکل در مجلس ششم و هفتم به ترتیب در فراکسیون های اکثریت و اقلیت عضویت داشته است. از «مرد تذکرهای» مجلس ششم و هفتم همیشه به عنوان نماینده ای اصلاح طلب با مشی معتدلانه یاد می شده است.
ندیمی در مرحله ی نخست انتخابات مجلس هشتم توسط هیات های اجرایی و نظارت رد صلاحیت گردید که در نهایت با وساطت رییس جمهور و برخی از مسئولین مملکتی در آخرین مراحل، تایید صلاحیت شد و در حالی که از وی به عنوان شانس اول انتخابات حوزه انتخابیه لاهیجان و سیاهکل یاد می شد از راهیابی به مجلس باز ماند.
(نکته: ندیمی توسط شورای نگهبان به دلیل تخلفات گسترده در ایام انتخابات مجلس هفتم و در دوره نمایندگی در مجلس از سوی شورای نگهبان رد صلاحت شده و هرگز تایید نشده است.)
و اما حدود ۱۵ دقیق پیش برروی تلکس خبری نشریه عسلویه از قطعی شدن انتخاب ندیمی سخن گفته شد.
http://www.asalooyenews.com/module-pagesetter-viewpub-tid-1-pid-1136.html
خبر فوری : استاندار شدن ندیمی قطعی شده است .
این منبع اظهار داشت : چنانچه مشکلی در روزهای آینده پبش نیاید انتظار می رود مراسم معارفه ی استاندار جدید روز یک شنبه در بوشهر رگزارگردد .
وی به پیام عسلویه گفت : با توجه به سوابق اجرایی و تجربه ندیمی در مجلس شورای اسلامی وی می تواند گام های مفیدی در راه توسعه استان بردارد.
و در پایان هم مصاحبه ندیمی با خبرگزاری خلیج فارس:
گفتگوی اختصاصی «خلیج فارس» با مرد تذکرهای مجلس و استاندار احتمالی بوشهر
ندیمی: از جنس آدم های چپی یا راستی نیستم که خانه نشین شوم
http://www.pgnews.ir/viewnews.aspx?id=1488&sent=y
****
درپی درج خبر مربوط به خودکشی در روزنامه اعتماد ، دانشگاه آزاد لاهیجان جوابیه زیر را منتشر کرد:
احتراماً نظر به اينکه در صفحه اجتماعي شماره 1705 روز يکشنبه مورخ 02/04/1387 روزنامه اعتماد خبري تحت عنوان "خودکشي دانشجو در حراست دانشگاه" منتشر نمودهاید، مطالب ذيل جواباً اعلام ميشود:
1- اعلام نموديد که فرد خودکشي کرده دانشجو بوده که اين کذب محض است و طبق اسناد و مدارک موجود در دانشگاه، متوفي در تاريخ 14/12/1386 فارغالتحصيل و گواهي موقت فارغالتحصيلي خود را نيز دريافت داشته بود.
2- اعلام نموديد که اين دختر بنا به دلايل نامشخصي به اتاق حراست دانشکده فني مراجعه نموده، در صورتي که متوفي اصلاً به هيچ وجه مراجعهاي به دفتر حراست نداشته است.
3- اعلام داشتيد که متوفي پس از دقايقي خود را از پنجره اتاق واقع در طبقه چهار به پايين انداخته، در صورتي که طبق شواهد موجود و اظهارات شاهد عيني، وي خود را از پنجره پاگرد راهپله بين طبقه چهار و پنج به پايين انداخته است.
4- اعلام داشتيد که هنوز از دلايل احضار يا مراجعه متوفي به حراست خبر مؤثقي در دست نيست که باز مانند ساير موارد غيرموثق ديگر، مشاراليه اصلاً به دفتر حراست احضار نشده بوده است.
5- باز اعلام داشتيد که طبق اطلاع يکي از دانشجويان اين دانشگاه، فرد متوفي همان روز حادثه در جلسه امتحان خود حاضر نشده بود که با توضيحات صدرالاشاره و اسناد موجود مشخص گرديده که اين دانشجو در سال 1386 فارغالتحصيل شده و عليالاصول دانشجويان فارغالتحصيل ديگر امتحان نميدهند.
لذا در خاتمه شايسته است طبق ماده 23 قانون مطبوعات نسبت به درج مطالب فوق جهت تنوير افکار عمومي اقدام فرماييد
شنبه اول تیرماه صبح در دانشگاه ، دانشجویانی که برای امتحانات پایان ترم در دانشگاه حاضر بودند ، شاهد صحنه ای تلخ بودند.
یکی از دانشجویان سابق دانشگاه به علت نا معلومی خودکشی کرد.
خانم الف ساکن لنگرود فارغ التحصیل رشته زبان و از دانشجویان بسیار موفق دانشگاه آزاد لاهیجان که در ۷ ترم توانست مدرک لیسانس خود را بگیرد بعد از ۱ سال دوباره در دانشگاه حاضر شد و اقدام به پرت کردن خود از طبقه چهارم مجتمع فنی به پایین کرد.

در پی این اقدام بالافاصله نیروهای حراست دانشگاه و نیروی انتظامی با حضور در محل حادثه در پی علت ماجرا شدند.
گفتی است این خانم که از مشکل روحی رنج می برد ، قبلا هم اقدام به این عمل کرده بود که موفق نبود.
یکشنبه روزنامه اعتماد در خبرهای خود از احضار او به حراست خبر داده بود
روزنامه اعتماد ، بنگاه خبرپراکنی و ایجاد بحران وابسته به جریان اصلاحات خبر فوق را در کنار اخبار مربوط به وقایع دانشگاه زنجان به چاپ رسانده بود، طی مصاحبه ای کوتاه با یکی از همکلاسی های وی از احتمال احضار او به حراست خبر داده بود!!!!!!!!!