بدن انسان آنقدرها که فکر میکنیم متقارن نیست. عدم تقارن داخلی که واضح است، قلب در سمت چپ و کبد در سمت راست قرار دارد و تقریباً در هر ده هزار نفر این وضعیّت برعکس است. در ظاهر و از خارج نیز عدم تقارن وجود دارد که چندان محسوس نیست. به چهره دوستانتان خیره شوید، شکل این نیمه صورت با آن نیمه کمی فرق دارد. اگر تصویر یک نیم رخ را با کمک آیینه کامل کنیم و تصویر نیم رخ دیگر را نیز چنین کنیم، دو تصویر کامل با هم مشابه نخواهند بود. غالباً هر کس با یک طرف صورت بیشتر میخندد و به هنگام تبسم لب به یک سمت بیشتر حرکت میکند.
معمولا یک چشم ما بر چشم دیگرمان غالب است و این همان چشمی است که با آن در دوربین یا میکرسکپ نگاه میکنیم. برای آزمایش، یک دستتان را به جلو دراز کنید. هر دو چشم را باز نگاه دارید و نوک انگشتتان را با نقطهای در چند متری خودتان میزان کنید. حال یک چشم را ببندید و به آن نقطه نگاه کنید، بعد با چشم دیگر نگاه کنید. چشم غالب آن است که آن نقطه و سر انگشت را (مثل دو چشم) در یک امتداد ببیند. بعضی ها "چپپا" هستند و با پای چپشان بهتر کار میکنند، با آن پا راه میافتند و بهتر لگد میزنند. در بازی فوتبال، فوتبال واقعی و ایرانی، مقابله با بازیکن چپ پا تفاوت میکند. در رقصهای دستهجمعی هم گاهی پاها با هم نمیخوانند و رقص به هم میریزد.
در زبان انگلیسی، چپ دست را left-hander و به عنوان صفت برای شخص left-handed personمیگویند و آن کسی است که یا از روی عادت یا برای آسانی از دست چپ بیشتر استفاده میکند. اصطلاح متداول دیگر برای چپ دست southpaw میباشد که از بازی baseball آمده است. از جمله نشانههای چپدستی یا راستدستی میتوان بلند کردن دست در کلاس، پرتاب کردن توپ، مسواک زدن، شانه کردن، چکش زدن، آب دادن پای گیاه و دوختن را نام بُرد. دست دادن با دست راست برای همه یکسان است و دلیل اولیهاش را چنین گفتهاند که در هنگام ملاقات و رویارویی هیچیک از دو نفر کارد یا دشنهای در دست (راست) نداشته باشد تا ضربهای بزند. فقط چپدستها میتوانستند با دست راست دست بدهند و با دست چپ ضربه مؤثر را وارد کنند و از این رو چپ دست را مترادف با شرور و ناجور میگفتند.
در قدیم چپدستی را عیب و علّت میدانستند. زمانی یک مرد ژاپنی حق داشت زن چپدستش را طلاق بدهد. اسکیموها فکر میکردند که چپ دستها جادوگرند. در زبان لاتینی چپ را sinister میگویند که به معنی شوم و نحس و بد یُمن است. در زبان فرانسوی برای دو واژه چپ و ناشی یک کلمه gauche بکار میرود و در زبان آلمانی کلمه linkisch به معنی چپدست و آدم ناجور است. در همین فارسی خودمان هنوز بسیاری از مردم راست را درست میپندارند و چپ را بد و نادرست میدانند و اصطلاحاتی مانند چشم چپ بودن، خواب زن چپ بودن، با کسی چپ افتادن و ... نمونه هایی از این طرز تلقی است.
این که آیا چپدستی یا راستدستی (handedness)یک صفت یا خصیصه ژنتیکی (ارثی) است یا نه موضوع تحقیقات بسیار بوده است. چپ دستی زمینه ارثی دارد و تا حد زیادی ناشی از فعالیّت بیشتر سمت راست مغز است. در یک بررسی، مشاهده گردید که حدود 5 تا 8 درصد از جنینها در رحِم مادر، طرف چپشان را بیشتر حرکت میدادند. در خانوادههایی که حتی یک والد (بخصوص مادر) چپدست است، احتمال بروز چپدستی بیشتر است. این که در قرون وسطی طایفه Kerr در اسکاتلند سپر را در دست راست می گرفتند و با دست چپ شمشیر میزدند (و البته احتمال زخم خوردن به قلبشان بیشتر بود)، میتواند تأییدی بر روند به اصطلاح "خونی بودن" خصیصه چپدستی باشد. این طایفه راهپلّههای قلعههاشان را هم بر خلاف جهت عقربههای ساعت ساخته بودند تا شمشیر زنی با دست چپ و سرنگونی دشمن برایشان سهلتر باشد.
با این حال، چپدستی به طور کامل ارثی یا ژنتیکی نیست، بلکه عوامل محیطی رشد و نمو و حتی شرائط اجتماعی و فرهنگی نیز در آن دخالت دارد. کسانی که با دست راست کار میکنند معلوم نیست که از بدو تولد راستدست بودهاند یا بعداً و به اقتضای شرائط و عوامل محیطی راستدست شدهاند. تشخیص چپدستی و راستدستی در افراد و این که کسی واقعا چپدست یا راستدست است چندان آسان نیست و نمیتوان این دو گروه را با اطمینان از هم جدا نمود و به همین دلیل برآورد نسبت این دو گروه در جامعه مشکل است. گفته میشود حدود 10 تا 15 درصد از مردم چپدست هستند. درصد بسیار کوچکی هم هستند که چپ و راست برایشان فرقی نمیکند. امروزه در جوامع متمدن پذیرفتهاند که چپدستی مطلقاً عیب نیست و نباید بچه را مجبور کرد تا با دست راست بنویسد. ضمناً این هم هنوز به تحقیق معلوم نیست که آیا حیوانات و دیگر پستانداران نیز ترجیح و گرایشی نسبت به یک سَمت از بدن خود دارند یا نه؟
گاهی چپدستها جنبه یک اقلیّت را پیدا میکنند، یعنی در عمل با آنها اینگونه برخورد میشود و نوعی تبعیض پیش میآید. وسایل مختلف را علیالقاعده برای راستدستها میسازند، از وسائل آشپزخانه و قیچی و قلم خودنویس گرفته تا mug قهوهخوری که بر رویش عکس یا نوشته داشته باشد. صفحه اعداد روی keyboard هم در سمت راست است. دست دادن و سلام نظامی و دست سوگند بر انجیل نهادن و صلیب کشیدن بر روی سینه همه باید با دست راست باشد، و چه ناخوشایند است برای ارباب کلیسا که بچهای با دست چپ روی سینه صلیب بکِشد. در هر حال، چپدستها خیلی خوب خودشان را با دنیایی که برای راستدستها ساخته و پرداخته شده تطبیق دادهاند. معلوم نیست که راستدستها میتوانستند به این خوبی خودشان را با دنیایی متفاوت تطبیق دهند.
نخستین بار در سال 1976 سازمان جهانی چپ دستان روز 13 آگوست برابر با 22 مرداد را روز جهانی چپدستها اعلام نمود و طی سی سال گذشته از این روز برای بالا بردن سطح آگاهی عموم نسبت به موضوع چپدستی در جهان استفاده شده است، جهانی که راستدستها در آن اکثریت چشمگیری دارند. چپدستها باشگاهها و فروشگاهها و حتی سایتهای خاص خودشان را در اینترنت دارند.
در یک بررسی که باشگاه چپدستان انگلیس بر روی 45000 عضو چپدست خود انجام داد، نکات جالبی مشاهده گردید. معلوم شد که در روبوسی کردن انتخاب گونه اول برای بوسیدن بین چپ دستها و راستدستها فرق دارد و همین امر سبب تصادم بینیها میشود! در مهمانیها هم برخی چپدستها کارد وچنگال را به ترتیب دیگری در دست میگیرند و یا اشتباهاً از لیوان پهلو دستیشان میخورند. در برخی جوامع، غذا خوردن با دست چپ ناپسند و مذموم است شاید از این نظر که از دست چپ برای تطهیر و شستشو استفاده میشود. چپدستها در سینما و تآتر هم بیشتر دوست دارند در سمت چپ بنشینند. لباس هایشان را هم از طرف دیگر بر سر جالباسی میزنند و رو به سمت دیگر آویزان میکنند. گاهی گذاشتن پرونده در کابینت و کتاب در قفسه هم جهت دیگری دارد. بستن بند کفش و گره کراوات و بسیاری چیزهای دیگر هم فرق میکند. راستدستها در بازی پوکر ورق را به راحتی از سمت چپ یعنی در جهت عقربههای ساعت میدهند ولی برای ورق دهنده چپدست این کار چندان آسان نیست. به علاوه، بسیاری از بازیکنان، ورق دهندهی چپدست را بد شانس و بد دست میدانند و از این رو بعضی کازینو ها ورقدهنده چپدست استخدام نمیکنند. جهت باز کردن و خواندن ورقها یا در اصطلاح حرفهایها "سابیدن" ورقها هم برای چپ دستها فرق میکند و از این رو ورقهایی ساختهاند که به جای دو گوش هر چهار گوش آن نشانه دارد.
تنی چند از هنرمندان طراز اول جهان که دستی معجزهگر داشتهاند، از جمله میکل آنژ، لئونارد داوینچی، رامبران و پیکاسو چپدست بودهاند. باخ، بتهوون، انیشتن، چارلی چاپلین و فرد آستر و بسیاری دیگر نیز چنین بودهاند. از شش پرزیدنت اخیر آمریکا چهارتاشان: فورد، ریگان، بوش (پدر) و کلینتون چپدست بودهاند و هستند. میگویند چپدستها با هوشترند ولی هنوز شواهد علمی کافی برای آن وجود ندارد. نشریه فاینانشیال تایمز گزارشی داده که تعداد مدیران چپدست در شرکتهای اینترنتی تقریباً دو برابر شرکتهای غیر اینترنتی یا سنتی است. راستی - Bill Gates - آقای کامپیوتر هم همینطور ...

غیبت این روزهای هاشمی رفسنجانی سوال های متعددی را در ذهن هزاران ایرانی بوجود آورد است که واقعا هاشمی کجاست و چرا حاضر نیست در مقابل اعترافات اصلاح طلبان ، پاسخی دهد.
به گزارش خبرنگار جهان ، هاشمی رفسنجانی پس از اعترافات تند ابطحی و عطریانفر و مشخص شدن نقش وی و خانواده اش در اتفاقات پس از انتخابات در ایران ، به همراه خانواده ، فرزندان ، نوه ها و همچنین غلامحسین کرباسچی ، از تهران گریخت و به شمال رفت و در یکی از روستاهای استان اقامت گزید.
وی روز دوشنبه دوازدهم مرداد را امامزاده ابوطالب سواد کوه گذراند و سپس کلنگ احداث ساختمان متمرکز دانشگاه آزاد واحد قائمشهر را بر زمین زد.
هاشمی که در این سفر میهمان برادران نيازآذري بود که از نفوذ زيادي در منطقه و مخصوصا در سطح استان برخوردارند داراي مناصب دولتي زيادي هستند که به عنوان نمونه ميتوان به رياست فعلي دانشگاه آزاد اسلامي واحد ساري اشاره کرد و همچنين اين که يکي از آن ها مدت 13 سال رييس اداره کل يک دستگاه امنيتي در استان مازندران بوده است. يکي ديگر از برادران نياز آذري هم مسئول قبلي روابط عمومي دانشگاه مازندران بوده که در دولت نهم با گرفتن پستي بالاتر به وزارت علوم منتقل شد. وي اما در زمان انتخابات رياست جمهوري دهم يکي از دستاندرکاران اصلي ستاد مير حسين موسوي در مازندران و همچنين برگزار کننده و هماهنگ کننده فعاليتهاي انتخاباتي او در دانشگاه مازندران بود.
در حاشیه سفر هاشمی به شمال ، در یکی از رفت و آمدها با خیل مردم روستای محل اقامت خود مواجه شد که با دیدن وی با دادن نامه به او ، خواستار حل مشکلات خود شدند که بابرخود تند هاشمی و همراهیان مواجه شدند.
وقتی اطرافیان هاشمی از آنها پرسیدند که به چه کسی رای داده اید و آنها گفتند احمدی نژاد ، نامه شان را در مقابلشان پاره کردندو گفتند بروید همان احمدی نژاد مشکلتان را حل کند.
در روز آخر حضور هاشمی در روستای محل اسکان خود ، به تمام خانوارهای منطقه ، 100 هزار تومان و به جوانها ، 50 هزار تومان پول هدیه داد.
ای امید بی پناهان
موعودا ! دیر هنگامی است که چشمان انتظار به راهت دوخته و جان و دل به شراره های اشتیاقت ، سوخته ایم.
باغ آرزوها به شوق بهار روی تو خزان ها را می شمارند و چکامه های خونین شقایق را می نگارد.
نرگس ها داغ هجر تو بر سینه دارند ؛
عروسان چمن جز به مژده جمال دلارایت سر ز حجله عیش برنیارند ؛
ای دستت دست کردگار ؛
معراج نشینی بگذار از پرده غیبت به درآی و رخسار محمدی بنمای ؛
که خیل منتظران در فرودست وعیدهای دنیایی ، چشم بر بلندای وعده دیدار تو دارند.
ای امید بی پناهان ، بیا ... بیا.
از ثری تا به ثریا ، دلهای بی قراران ، شیدای یک نگاهت .
از سوی تا ماسوی جان های پناگاهان ، نثار قدم هایت.
بیا و روزه داران غیبت را به افطار فرج بنشینان و قضای عهد انتظار را دستی برافشان.
یا صاحب الزمان ! ...
می دانیم کوتاهیها ، نادانی ها و سستی های ما ، ستم هایی است که در حق تو کرده ایم.
ای یوسف زهرا !...
سراسر جهان را تیره روزی فرا گرفته است.
نیازمندیم ! محتاجیم و در عین حل گناهکار
یا مهدی ... بیا.
در تاریخ سی ساله انقلاب ، سرزمین گیلان همواره نقش بسیار عمده ای در پیشرفت کشور داشته است. چهره های بسیاری از گیلان در نقاط کلیدی کشور ، پست های مهمی را در اختیار گرفتند و بسیاری زمانها نیز موفق بودند.
موفقیتهایی که در عرصه های مختلف نصیب گیلان شد مدیون امثال شهید املاکی ، شهید خوش سیرت ، شهید قلی پور و شهید عضدی ها بود .
اما مردم گیلان هرگز نتوانستند چهره ای در دولتها داشته باشند.
تنها در دولت هشتم ، صوفی استاندار وقت گیلان توانست به عنوان وزیر تعاون به مجلس برود که البته بعدها ، بسیاری به عملکرد ضعیف او انتقاد داشتند .
خیلی ها معتقدند اگر آن روز صوفی می توانست موفق باشد ، راه برای حضور سایر گیلانی ها در دولتها باز می شد.
اما امروز وضعیت فرق میکند. دولت دهم در آستانه تشکیل شدن است و چهره های تاثیرگزار استانها به دنبال کسب سهیمه از کابینه هستند. نمایندگان ، ائمه جمعه ، مدیران و نخبگان سیاسی استانها همگی به دنبال معرفی گزینه های خود به رئیس دولت هستند تا شاید بتوانند سهمی در کابینه دهم داشته باشند. ولی وضعیت گیلان متفاوت است.
متاسفانه ما گیلانی ها مثل اینکه هنوز نمی خواهیم باور کنیم که خودمان نیز باید پیشرفت کنیم.
نمایندگان مجلس مان که هنوز به دنبال آسفالت کردن کوچه های روستاها و فشار بر فلان مدیر برای تعویض فلان معاون خود هستند ، مدیران رده بالای استان هم که انگار هیچ از سیاست نمیدانند.
در این میان تنها چهره همچنان فعال استان در عرصه سیاست کشور ، نماینده سابق لاهیجان است.
بنده به شخصه خیلی امیدوار بودم که با توجه به رابطه نزدیک ندیمی و دکتر احمدی نژاد ، پستی در دولت به او برسد. اما مثل اینکه همان مشاور امور پارلمانی برای ما تنها امید است.
ندیمی که البته این روزها به جهت نزدیک شدن به زمان رای اعتماد مجلس به کابینه دهم ، روزهای سخت و پر مشغله ای را در راه رو های مجلس و همچنین ساختمان پاستور می گذراند و اطلاعات ، اخبار و افکار نمایندگان را برای رئیس جمهور خبر می برد ، در سطح مدیریت کشور آنقدر شناخته شده است که اگر هم خود به عنوان وزیر به مجلس معرفی شود ، مطمئناً با رای بالا از دوستان و همکاران سابق خود رای اعتماد خواهد گرفت.
ایرج ندیمی ، در انتخابات دهم ریاست جمهوری باز به لاهیجان بازگشت و برخلاف تصور عده ای ، به جرگه اصولگرایان آمد و از دکتر محمود احمدی نژاد حمایت کرد.
هرچند خود ندیمی در ایام نمایندگی مجلس هیچگاه از دولت حمایت نکرد اما همین که مجلس هفتم تمام شد به دولت رفت و ابتدا مشاور وزیر کشور شد و سپس مشاور پارلمانی رئیس جمهور.
این رابطه به حدی پیش رفت که ناگهان نام او برای استانداری بوشهر بر زبان ها افتاد و در روزی که همه منتظر معرفی او به عنوان استاندار بوشهر بودند ، ناگهان به دلایلی که خود او و رئیس جمهور بهتر می دانند شخص دیگری به این پست رسید تا او همچنان در تهران ماندگار شود.
هرچند تا چند روز پیش از نام هایی چون مهندس قهرمانی ویا خانم تحریری نیک صفت در دولت جدید نام برده می شد اما با توجه به سابقه و تجربه بالا ، می تواند وزیر خوبی هم باشد.
البته تمام اینها منوط بر این است که قدری طرز تفکر و مدیریت خود را اصولگرایانه تر کند.
نامه سرگشاده اتحاديه انجمنهاي اسلامي دانشجويان مستقل به رئيسجمهور

جناب آقاي دكتر احمدي نژاد، سلام

والسلام علي من اتبع الهدي
شوراي مركزي اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويان مستقل دانشگاههاي سراسر كشور
و متن دستخط مقام معظم رهبری به دکتر احمدی نژاد در تاریخ 88/4/27 که امروز منتشر شد:

ابراهيمي افزود: نخبگان و چهرههاي سياسي وظيفه دارند حقيقت را بگويند و دنبال خاموش كردن فتنه و ايجاد آرامش در جامعه باشند نه اينكه به گونهاي رفتار كنند كه در شيپور اختلافات و ساز تازهاي را بنوازند و با فتنه انگيزي دوباره جامعهاي كه تا حدود زيادي در مسير وحدت و يكدلي حركت ميكند را دچار اختلاف و تشتت كنند و در حركتي غيرعقلاني مردم را به خيابانها بكشانند.
ثانیهنیوز- رحيم زيادعلي
آقای هاشمی در سخنان خود در نماز جمعه تهران نسبت در خطر قرار گرفتن وحدت جامعه ابراز نگرانی کردند. اینکه آقای هاشمی نگران وحدت جامعه باشد و توصیه کند که همه افراد سیاسی و نهادهای مدنی برای وحدت تلاش کنند بسیار پسندیده است. اما در مورد عوامل تحقق وحدت در جامعه ما و عواملی که این وحدا را مورد خطر قرار میدهد، مسائلی مطرح است که بدون توجه به آنها محتوای این توصیه را مخدوش می کند و هدف گوینده را خیلی روشن نمیکند تا شنوندگان و مخاطبان سخنان ایشان متوجه شوند که آقای هاشمی بر چه مبنایی به دنبال تحقق این خواسته بر حق است.
به همین دلیل موضعگیری های ایشان در طول چهار هفته و قبل از آن و مجموع صحبت هایی که در خطبههای نماز جمعه داشتند سوالات و ابهاماتی ایجاد میکند که لازم است در افکار عمومی به آن پاسخ داده شود:
1- اگر ایشان و دوستانشان مسئله اعتماد به قانون و فعالیت های سیاسی در چهارچوب قانون را قبول دارند، چرا به بیانات 29 خرداد مقام معظم رهبری اعتنا نکردند و مجموعه منتسب به ایشان به قانونشکنی و ساختارشکنی اقدام کردند؟ مگر نه اینکه این مسئله به خصوص در اتفاقات روز شنبه 30 خرداد ماه نمود بسیار بارزی داشت؟
2- بنده به همراه هیات منتخب مجلس برای پیگیری حوادث بعد از انتخابات، چهارشنبه 27 خرداد خدمت ایشان رسیدیم، ایشان در آن نشست فرمودند که «آقای موسوی به فراتر از ابطال انتخابات فکر میکند». آیا در مقابل این خواسته موسوی اقدامی انجام دادهاند که ایشان را به تمکین به قانون و ساختارهای قانونی نظام متقاعد کنند؟
3- اینکه بعد از یک ماه از گذشت انتخابات و آشکارشدن نشانههای انقلاب مخملی و فرونشاندن التهابات و دستگیری بخشی از سران آشوب و اغتشاش، ایشان دعوت به پیگیری مطالبات در مسیر قانون میکنند، هرچند دیرهنگام اما پذیرفتی است. اما این سوال همچنان باقی است که آنهایی که قانونشکنی کردند و آشوبهای خیابانی را ایجاد کردند و از طریق شبکههای هرمی فراخوانی اغتشاش میکردند، به نظر ایشان باید محاکمه و مجازات بشوند یا نه؟
4- اینکه مسولین دغدغه آزادی افرادی را داشته باشند که ممکن است به خطا دستگیر شده باشند و یا جرمهای سبکی داشته باشند امر پسندیدهای است، اما اگر برادر همسر یکی از سردمداران جریان آشوب، مدیریت بخشی از اغتشاشات را بر عهده داشت و از ده سال پیش با خانمی که سابقه نفاق داشته در خانه تیمی دستگیر شده و اعتراف کرده است، که توسط او بخشی از آشوبها مدیریت شده و سفرهای متعدد در سال های اخیر به آمریکا داشته و حتی برای سهولت در رفتوآمد گرینکارت دریافت کرده، باید آزاد شود؟
5- اگر افرادی از دانشگاه آزاد اسلامی دهها میلیارد تومان از منابع دانشگاه در این انتخابات خرج یک کاندیدای خاص کرده باشند، نباید محاکمه شوند؟
6- اگر منسوبین به شخصیتهای عالیرتبه نظام، از طریق مراوده با افرادی در عربستان، بخشی از منابع مالی ستادهای انتخاباتی و هزینههای سازماندهی «سازمان رأی» و پس از آن «سازمان آشوب» را تأمین میکردند، نباید مورد سؤال و محاکمه قرار بگیرند؟
7- در نشست دومی که به همراه هیات منتخب مجلس خدمت ایشان بودیم، نقل شد که خانم فائزه هاشمی در مصاحبهای در روز راهپیمایی دوشنبه 25 خرداد در مسیر خیابان آزادی تهران، حرف های ساختارشکنانهای زدهاند که ایشان با تکذیب این مسئله سیدی این صحبتهای 11 دقیقه ای را تقاضا کردند، که برای ایشان ارسال شد ولی تا امروز هیچ واکنشی از ایشان مشاهده نشدهاست. آیا صلاح می دانندکه آن صحبت ها در اختیار افکار عمومی قرار گیرد؟
8- آقای هاشمی باید به این سوال پاسخ بدهند که آیا آنهایی که حمله به پایگاه بسیج بزرگراه محمدعلی جناح را به قصد تصاحب دهها قبضه اسلحه سبک طراحی کردند، باید آزاد شوند؟
9- آیا سردمداران آشوب که خود به آموزش دیدن در امارات برای انجام کودتای مخملی و حضور در نشستهای دختر آقای دیکچنی اعتراف کردهاند، باید آزاد شوند؟
10- آیا عامرین و عاملین طراحی درگیریهای خیابانی که از طریق شبکههای رسانهای بیگانه مدیریت شده و سازماندهی آنها انجام میگرفت، نباید محاکمه شوند؟
11- آیا اجاره «شبکه ماهوارهای رنگارنگ» که سابقه طولانی فعالیت علیه نظام اسلامی و مسئولان عالی نظام دارد، توسط ستاد یکی از نامزدها از نظر آقای هاشمی جرم تلقی نمیشود؟ تشکیل ستاد جنگروانی و تهیه برنامه برای بیبیسی و صدای آمریکا توسط ستاد یکی از نامزدها اقدام علیه امنیت ملی نیست؟
12- آیا نباید مردم از کم و کیف فرآیند اتفاقاتی که افتاده است مطلع شوند؟ آقای موسوی در مصاحبه با تایم گفته بودند: «برای ما پیروزی یا شکست در انتخابات موضوعیت ندارد و ما برای تغییر آمدهایم که بخشی از این تغییر قبل از انتخابات آغاز شده و بعد از انتخابات ادامه خواهد داشت.» آیا نباید مردم ارتباط این آشوبها با این اظهارنظرهای «استراتژیک» را بدانند؟
13- اگر جناح رقیب آقای هاشمی، بیانیه هایی شبیه بیانیههای نهگانه آقای موسوی و بیانیه مجمع روحانیون مبارز صادر میکرد، ایشان باز هم سکوت میکردند و غمض عین میفرمودند؟
14- آقای هاشمی در خطبههای نماز جمعه مشابه نامه سهشنبه قبل از انتخابات خود خطاب به رهبری، شرایط کشور را بحرانی تصویر میکنند. به نظر ایشان نباید ریشههای بحران و بحران آفرینان شناسایی و محاکمه شوند؟
15- آقای هاشمی به عنوان یکی از چهرههای شاخص نظام اسلامی که به گفته خود سابقه شصت ساله حضور در نهضت امام خمینی را یدک میکشند، چه کمکی به نهادهای حکومتی برای شناسایی و محاکمه طراحان این بحران کردند؟
16- ایشان در خطبههای نمازجمعه اشاره به حدیث پیامبر و رفتار حضرت امیر(ع) میکنند و میگویند امام علی(ع) برای وحدت از حق خود میگذرد و از حکومت صرفنظر میکند. این حکمت تاریخی را توصیهای به خود و یا دوستان خود میدانند یا آن را برای رقبای سیاسی خود طرح میکنند و یا اینکه برای نقاط دیگری در نظام مطرح میسازند؟
17- بد نیست بار دیگر آقای هاشمی مجموعه خطبههای خود و آنچه در یک ماه گذشته اتفاق افتاده را مرور کنند تا مشخص شود که چه کسانی در محور ستون و خیمه انقلاب، یعنی ولایتفقیه این یادگار امام راحل و ودیعه الهی ایشان به ملت ایران، وفادار ماندهاند؟ و چه کسانی بر مسیر آرامش، وحدت و همدلی ملت ایران بر محور ولایت فقیه اهتمام داشتهاند؟ چه کسانی با اصرار بر رفتارهای ساختارشکنانه فراقانونی و میدان دادن به آشوبگران و مدیریت سیاسی این جریان، قصد بحرانآفرینی برای کشور را داشتهاند؟
به نقل از الیاس نادران نماینده مردم تهران در مجلس هشتم